Meta tags:
description= شهر گم شده اینجا غیر از داستان چیزی پیدا نمی شود;
Headings (most frequently used words):
داستان, از, یک, جدید, بعد, التحریر, های, شهر, گم, شده, اینجا, غیر, چیزی, پیدا, نمی, شود, ديدن, خودم, تعجب, كردم, رکورد, برای, مطلب, قبلی, انسان, مثل, چیز, ناشناخته, است, دو, تابلویی, اتو, گربه, آدم, خوار, بازگشت, محمود, مرادی, پیوندهای, روزانه, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی,
Text of the page (most frequently used words):
بود (263), اما (98), این (95), توی (79), گفت (77), اين (73), يونيكو (68), های (65), مياكه (64), شده (62), برای (61), همه (58), كرد (58), ایزومی (57), وقت (57), نمي (55), نمی (54), داشت (53), دست (45), کردم (43), مثل (43), اون (42), گربه (41), بعد (40), چیزی (40), خیلی (39), هاي (39), کرد (37), بودم (36), هیچ (34), كنم (34), كيسوكه (34), آدم (33), کنم (32), آتش (31), توي (30), خودم (29), نبود (29), براي (29), آتيش (29), آمد (28), روز (28), داد (28), سال (27), فکر (27), فكر (27), چیز (26), تنها (25), #داستان (24), گفتم (24), نگاه (24), است (24), روشن (23), صدای (23), کار (23), آنها (23), چيزي (23), چند (22), باشه (22), داخل (21), دیگر (21), بلند (21), رفته (20), جزیره (20), کرده (20), روی (20), حرف (20), وقتي (20), روي (20), بايد (20), نوشته (19), حتما (19), فقط (19), ماه (18), بودند (18), شعله (18), باید (18), آنجا (18), همین (18), موسیقی (18), درست (18), همان (18), خودش (18), هيچ (18), درباره (17), ساعت (17), رفت (17), زندگی (17), كرده (17), تونم (17), تمام (17), توانست (17), چيز (17), باشد (16), اصلا (16), وقتی (16), کردیم (16), بار (16), كني (16), نيست (16), خيلي (16), باز (15), راه (15), داشتم (15), بیشتر (15), نظر (15), دارم (15), صحبت (15), هست (15), چطور (14), داشته (14), چشم (14), دلم (14), خواست (14), احساس (14), قدر (14), گرفت (14), دور (13), زبان (13), رفتم (13), بالای (13), نیست (13), چون (13), هایی (13), دوست (13), حالا (13), مورد (13), اتفاق (13), آخر (13), رابطه (13), كنه (13), قبل (12), خانه (12), گرفته (12), واقعا (12), بندر (12), طرف (12), لحظه (12), فرو (12), خاطر (12), همیشه (12), بودیم (12), اتاق (12), یونان (12), حال (12), هيزم (12), محمود (11), ادامه (11), حتی (11), اگر (11), شهر (11), شاید (11), اول (11), خود (11), خوب (11), یکی (11), بیرون (11), هنوز (11), ساحل (11), مرد (11), ميشه (11), تكان (11), يخچال (11), کنیم (10), مرادی (10), تپه (10), دریا (10), نور (10), کردن (10), آورد (10), جور (10), رفتیم (10), پیدا (10), خاموش (10), داره (10), ژاپن (10), آره (10), اونا (10), ذره (10), وجود (10), گذاشت (10), طور (10), كند (10), چوب (10), شايد (10), توسط (9), توانستم (9), نگاهی (9), آرام (9), جای (9), کنار (9), شدم (9), هوا (9), درخت (9), غیر (9), خواد (9), اگه (9), چرا (9), بچه (9), بزرگ (9), اونجا (9), شروع (9), خواندن (9), روزنامه (9), داشتیم (9), دونم (9), افتاد (9), شما (9), زندگي (9), كشيد (9), نامه (8), آسمان (8), بدون (8), بالا (8), بوده (8), زمان (8), ممکن (8), موج (8), کنی (8), گذشته (8), انگار (8), نفس (8), صدا (8), اینجا (8), یادم (8), نظرم (8), گوش (8), یونانی (8), کاملا (8), ببینم (8), خونه (8), دفعه (8), مردم (8), کتاب (8), قرار (8), مرا (8), شود (8), هزار (8), كردم (8), پرسيد (8), همين (8), اينه (8), هميشه (8), هايي (8), كابوس (8), ناشناخته (8), وبلاگ (7), کافه (7), آپارتمان (7), افتاده (7), مانده (7), رسیدم (7), سمت (7), انداختم (7), دستم (7), بین (7), دوباره (7), گذشت (7), پشت (7), گذاشته (7), کوچک (7), جمع (7), خورده (7), مجسمه (7), صورت (7), اند (7), صبح (7), کند (7), درون (7), شاخه (7), نیم (7), الان (7), هایش (7), همسرم (7), دیگه (7), پول (7), نقاشی (7), زدیم (7), متوجه (7), برم (7), خواستم (7), راحت (7), داده (7), كاري (7), دود (7), عميق (7), طولاني (7), اتو (7), پيش (7), بيرون (7), بطري (7), جيب (7), زمانيكه (7), ۱۳۹۰ (6), آبان (6), زیر (6), شدن (6), ناگهان (6), مرگ (6), ذهنم (6), دادم (6), آمده (6), پنج (6), کشیدم (6), ناپدید (6), باعث (6), مدت (6), نزدیک (6), موقع (6), رسید (6), غرق (6), کسی (6), میز (6), باد (6), رنگ (6), کاج (6), کشید (6), بشه (6), جوری (6), نگران (6), مطمئن (6), نشسته (6), بازی (6), ماجرا (6), خوردیم (6), تازه (6), مجبور (6), پیش (6), تصور (6), انجام (6), نداشتیم (6), گرفتم (6), ترک (6), شانه (6), چمدان (6), همدیگر (6), بگویم (6), هفته (6), بيشتر (6), كاملا (6), صداي (6), مدتي (6), خيره (6), آنكه (6), ديگه (6), حتي (6), ديگر (6), يون (6), آروم (6), ميرم (6), ندارم (6), مياد (6), بگم (6), كار (6), اندازه (6), كردن (6), زياد (6), تلاش (5), شدند (5), مرده (5), هایم (5), آیا (5), باقی (5), خواب (5), جیبم (5), گذاشتم (5), نداشتم (5), شنیدم (5), سرانجام (5), بوی (5), سختی (5), دیگری (5), آهنگ (5), زحمت (5), بزرگی (5), توهم (5), نبودم (5), بالاخره (5), کدام (5), شلوار (5), زدم (5), قدم (5), آورده (5), دانم (5), گاهی (5), برق (5), وارد (5), سیگار (5), بیا (5), بریم (5), همون (5), کنه (5), پائین (5), عجیب (5), جایی (5), نداشت (5), زده (5), منو (5), مسئله (5), نوشیدنی (5), زود (5), میشه (5), قابل (5), ژاپنی (5), البته (5), ماهی (5), دفتر (5), درسته (5), کنند (5), بیاید (5), برداشته (5), خواندم (5), ماند (5), دانست (5), طول (5), سخت (5), خودمان (5), تلفن (5), مشخص (5), خواهد (5), عنوان (5), چقدر (5), مدرسه (5), مطلب (5), برام (5), چشمانش (5), عجيبي (5), كنيم (5), حاليكه (5), ساكت (5), نميشه (5), ژاكت (5), نقاشي (5), گاهي (5), بيني (5), ترين (5), توده (5), هايش (5), كنده (5), كسي (5), يكي (5), خوبي (5), كوب (5), داري (5), نوشيد (5), آقاي (5), زيادي (5), كوچكي (5), لهجه (5), كانزائي (5), پوشيد (5), پدر (5), بنویسم (5), ترجمه (4), اردیبهشت (4), ۱۳۹۱ (4), تنهایی (4), تیله (4), چهارشنبه (4), باشید (4), واقعی (4), زنده (4), بشنوم (4), نوک (4), لیس (4), گشتم (4), کجا (4), نگه (4), دیدم (4), سایه (4), بینی (4), موقعی (4), مصر (4), مغازه (4), دنیا (4), اطراف (4), زمین (4), خوردن (4), پرواز (4), حرکت (4), تصمیم (4), بلندتر (4), شنیده (4), دنبال (4), زنگ (4), بزند (4), نتیجه (4), انداخت (4), صحنه (4), یاد (4), پاکت (4), نباش (4), دروغ (4), طوری (4), پسرم (4), پرسید (4), بدهم (4), زیاد (4), غروب (4), تاریک (4), دارد (4), ساده (4), آرامی (4), عشق (4), دادن (4), همسرانمان (4), خیره (4), محلی (4), خواند (4), آشنا (4), روزی (4), کارم (4), انگلیسی (4), خورد (4), باشم (4), لرزش (4), ذهن (4), بسته (4), گوشت (4), فکرم (4), معمولی (4), محل (4), دلار (4), مقدار (4), حساب (4), گفتن (4), قهوه (4), رفتن (4), گونه (4), موضوع (4), چنین (4), بين (4), نام (4), استفاده (4), ترکیه (4), خوام (4), اومد (4), چاپ (4), ذهنش (4), سپس (4), قطعه (4), ويسكي (4), انديشيد (4), ولي (4), چطوري (4), تنگ (4), بكنم (4), فهمم (4), پوچ (4), طوري (4), آنان (4), نشونه (4), سري (4), باره (4), بعضي (4), سينه (4), نيمه (4), تاريكي (4), جاي (4), كنار (4), ماسه (4), رسيد (4), ميان (4), شكل (4), زندگيش (4), ديگري (4), اميد (4), چنين (4), حتماً (4), برداشت (4), آرشیو (3), روزانه (3), مهر (3), ادبی (3), قصه (3), یازدهم (3), برگشتم (3), بخوابم (3), منِ (3), داشتند (3), قلبم (3), زدند (3), شکسته (3), زدن (3), جلو (3), برمی (3), جاده (3), تاریکی (3), دستانم (3), برایم (3), مهم (3), صخره (3), بستم (3), آوردم (3), بگیرد (3), کلکسیون (3), برده (3), خاطرم (3), سکه (3), فرار (3), حبس (3), عصبی (3), واقعیت (3), سرم (3), مونده (3), افتادم (3), نیمه (3), عمق (3), احساسی (3), فراز (3), هواپیما (3), بلکه (3), بدن (3), حیاتی (3), آید (3), دقت (3), وسیله (3), صدایی (3), چراغ (3), کامل (3), توانم (3), جوابی (3), سیگارش (3), دانستم (3), ترین (3), دیر (3), آنقدر (3), صورتش (3), بدنش (3), اومده (3), اسم (3), سوم (3), باغچه (3), دید (3), کنن (3), تماشا (3), وبه (3), خوار (3), قدرت (3), گرفتن (3), دوره (3), زندگیم (3), قطار (3), هنگام (3), برخاست (3), تونیم (3), برگردیم (3), چیکار (3), بهتره (3), پرسیدم (3), وسایل (3), لذت (3), تونی (3), چهره (3), بگیریم (3), نشست (3), کردند (3), نفر (3), عقب (3), فرانسه (3), درد (3), فراموش (3), همراه (3), ترس (3), هزاران (3), غبار (3), زوج (3), چهل (3), چهار (3), خرج (3), میلیون (3), موندن (3), اولین (3), شوهر (3), لباس (3), خراب (3), پدرش (3), نشان (3), خوبی (3), ابد (3), طبیعی (3), حالیکه (3), تعریف (3), عاشق (3), فرق (3), دیدیم (3), مان (3), تواند (3), حقیقت (3), صدمه (3), مرتب (3), اشك (3), خوابه (3), سوار (3), آزاد (3), مرز (3), دیرک (3), نحو (3), برابر (3), راهبه (3), خودتون (3), کنین (3), بهت (3), پیرزن (3), بودن (3), گاه (3), جرعه (3), راستش (3), لاغر (3), اتفاقی (3), بيدار (3), ميشي (3), كمي (3), بست (3), تونيم (3), بازوانش (3), جدي (3), چيكار (3), جريان (3), نزديك (3), اينجا (3), آخرين (3), بهش (3), نيستم (3), زند (3), منظورم (3), كردو (3), دريا (3), ميره (3), انداخته (3), گفتي (3), كبريت (3), افته (3), حركت (3), شبيه (3), خواي (3), هاست (3), نديده (3), خاصي (3), چرمي (3), زماني (3), مرحله (3), مياره (3), سرش (3), خريد (3), فروشي (3), دبيرستان (3), اصلاً (3), پائين (3), گرم (3), سكوت (3), عوض (3), ياد (3), سيگار (3), بزار (3), دنيا (3), پيرل (3), دقيقه (3), جدید (3), التحریر (3), کنید (3), تعجب (3), مرداد (2), ۱۳۹۲ (2), تیر (2), ۱۳۹۶ (2), پیوندهای (2), یکشنبه (2), انجمن (2), شنبه (2), سرزمین (2), تمرین (2), سیاه (2), خون (2), عادت (2), خاموشی (2), بیست (2), ششم (2), منتظر (2), لیوان (2), چنگال (2), گرسنگی (2), مجسم (2), گاز (2), مکیدند (2), دریدند (2), دوردست (2), مغزم (2), ساحره (2), چین (2), نرم (2), هشیاری (2), نشانی (2), کوچکی (2), دقیقه (2), پراکنده (2), کوه (2), جشن (2), فهمیدم (2), آهی (2), سنگ (2), گذر (2), قطع (2), جمله (2), کنارم (2), رها (2), شادی (2), یونوکی (2), صفحه (2), نبودند (2), صمیمی (2), قدیمی (2), کننده (2), جزئیات (2), وزن (2), وحشتناک (2), بخواهم (2), خسته (2), بچسب (2), بوته (2), کوتاه (2), گوشم (2), بودی (2), گرسنه (2), مال (2), تپید (2), سرعت (2), تنم (2), آدمکی (2), گچی (2), راست (2), مخفی (2), وضوح (2), حالت (2), مهمانی (2), روستای (2), عروسی (2), دیده (2), ورزش (2), راهی (2), ایستادم (2), خاصی (2), آنکه (2), دستگاه (2), شبیه (2), فیلم (2), بوزوکی (2), خوابش (2), تنیس (2), اغراق (2), درخشان (2), پنجره (2), آشپزخانه (2), وهم (2), مدرن (2), دلیلی (2), ولی (2), تخت (2), دوازده (2), کور (2), گرد (2), سکوت (2), سالیم (2), رختخواب (2), حمام (2), جفت (2), راحتی (2), نیامد (2), عادی (2), نظرمی (2), وزید (2), تکان (2), نصف (2), خندیدم (2), بدونم (2), بیفتد (2), دلت (2), بگیرم (2), اوضاع (2), بعضی (2), محکم (2), صدایش (2), ببرم (2), صابون (2), مخصوص (2), برایش (2), میندازه (2), بیاد (2), ایوون (2), بزنه (2), هیجانزده (2), نبوده (2), دلواپس (2), کلاس (2), خبر (2), اونو (2), سیخ (2), تونستم (2), کوچولو (2), جیغ (2), بالاترین (2), بشنود (2), فعل (2), ماجرای (2), وضعیت (2), بدتر (2), نسبت (2), بالاتر (2), نوشیدیم (2), هوای (2), آفتاب (2), آخرین (2), باور (2), زمستان (2), تلاطم (2), حامله (2), بشم (2), خودت (2), اشتباه (2), هامون (2), تموم (2), تقریبا (2), نیفتاده (2), سفر (2), بدی (2), توریست (2), تعداد (2), جدی (2), خوبه (2), باهاش (2), نداره (2), کاری (2), مشکل (2), قلاب (2), خواستیم (2), پرسه (2), حفظ (2), آمدند (2), عکس (2), مشکلی (2), آشنایی (2), نسخه (2), زمانی (2), کافی (2), زنم (2), عالم (2), اختیار (2), استراحت (2), جریان (2), اشتباهی (2), سامسونیت (2), آبی (2), شکل (2), بفهمم (2), حمله (2), ارتباط (2), بدهد (2), تبدیل (2), عرق (2), حرفی (2), لوله (2), رئیسم (2), رسیده (2), آمدن (2), آنجاست (2), خلاص (2), جوان (2), هایمان (2), سالی (2), حدود (2), براه (2), انداز (2), ببین (2), فایده (2), ودکا (2), بخوریم (2), باری (2), گذاشتیم (2), همانجا (2), ریز (2), نمیشه (2), گرده (2), علاقمند (2), کلمه (2), برد (2), ازدواج (2), لحن (2), همینطور (2), یافت (2), برود (2), گریز (2), نشون (2), متقاعد (2), دلیل (2), کشیدن (2), مغازله (2), بخشی (2), میان (2), بازوان (2), کارش (2), بکشد (2), شرکت (2), طبق (2), رود (2), مول (2), دقیق (2), رودخانه (2), ساله (2), توکیو (2), هستم (2), مابین (2), تمامی (2), هدف (2), قایق (2), پوشانده (2), وآنجا (2), میدان (2), قهرمان (2), دهانش (2), مردن (2), نقطه (2), مرغ (2), دریایی (2), اجاره (2), صاف (2), شوخی (2), کشتی (2), هستین (2), تونین (2), شماها (2), متروکه (2), بکنین (2), ارزش (2), کاتولیکی (2), گفته (2), زنبور (2), مشغول (2), کوتاهی (2), مربا (2), هستن (2), باشی (2), خوردم (2), خوانده (2), قبلی (2), نشستند (2), شان (2), انگشتان (2), مقابل (2), بخونه (2), آفتابی (2), مثلا (2), آتن (2), برنامه (2), جلب (2), هفتاد (2), یخچال (2), مجموعه (2), نوشت (2), سردت (2), بخواي (2), نخواي (2), خاكستر (2), ملايم (2), آيد (2), قلبش (2), پيدا (2), بميرم (2), بوي (2), فكري (2), بميريم (2), ميگم (2), ميگي (2), بخار (2), راحتي (2), جاري (2), چنگ (2), سرما (2), يافت (2), پوچم (2), تهي (2), ديد (2), تكه (2), خواسته (2), نفسي (2), منظورت (2), ايه (2), گفتنش (2), سخته (2), تابلويي (2), كشيدي (2), چيه (2), موهاي (2), آنچه (2), فهميد (2), فهمي (2), مكث (2), همينه (2), خودشه (2), اقيانوس (2), لندن (2), اضافي (2), نبايد (2), ناراحت (2), قدري (2), راهه (2), ديدن (2), نوك (2), سقلمه (2), خيس (2), ميشم (2), مطلق (2), كابوسه (2), زنه (2), سرد (2), بلندي (2), منه (2), خفه (2), بيفته (2), سايه (2), دوني (2), ازاين (2), بميري (2), لحظاتي (2), حالي (2), مشكل (2), هستي (2), نگاهش (2), اوني (2), احمق (2), منطقه (2), بالاي (2), كنن (2), زلزله (2), جورايي (2), ديدم (2), يادت (2), خاراند (2), سوال (2), سوالي (2), كدام (2), رفتند (2), تونه (2), جوون (2), نيكو (2), نيز (2), سوختن (2), بيش (2), جايي (2), فرصت (2), ملحق (2), وسط (2), بدي (2), شهري (2), موقعي (2), فندك (2), مناسب (2), روشنش (2), شكلي (2), ميتونه (2), اتيش (2), ميده (2), منظور (2), مگه (2), عصر (2), كردند (2), ناميد (2), واقعي (2), گير (2), بدم (2), سختي (2), فروشگاه (2), نزديكي (2), شير (2), عادي (2), اينجاست (2), دراز (2), كوتاه (2), پيراهن (2), سفيد (2), كلاه (2), ايباراكي (2), گروه (2), موسيقي (2), دوستانش (2), فارغ (2), التحصيلي (2), شيريني (2), گيتار (2), هائي (2), كلاس (2), كوچك (2), تعطيلات (2), پايان (2), كيف (2), ساحلي (2), ريخت (2), خاص (2), عجله (2), سخن (2), خانواده (2), چيزيه (2), دهان (2), تندي (2), توني (2), كنين (2), تلويزيون (2), آوردي (2), شوخي (2), دستانشان (2), گرفتند (2), هنر (2), پيشاهنگ (2), باشي (2), استعداد (2), نشده (2), شنيدي (2), ميگن (2), دبير (2), ياس (2), بگويد (2), توان (2), مبارزه (2), سيگارش (2), آيا (2), خرده (2), ساخته (2), صبور (2), روزيش (2), بدست (2), بسه (2), لعنتي (2), منجمد (2), مهمه (2), چیزیت (2), طرفدار (2), لباسامو (2), بياي (2), هدفون (2), پنجشنبه (2), هفتم (2), سواد (2), گویند (2), اینها (2), سالها (2), انسان (2), اقیانوس (2), گیری (2), لواشک (2), شیشه (2), کودکی (2), گویم (2), نوزدهم (2), مبارک (2), معینی (2), بيچاره (2), blogfa, com, اخبارداستانی, نقد, موضوعی, پیشین, پاس, تارخ, قالپاق, کارگاه, زنجان, اشراق, لیلی, تار, مدیریت, مهران, مرتضائی, نویس, رامین, سلطانی, هادی, وحیدی, علیرضا, بازرگان, حسن, رنجی, سیامک, مهاجری, پایگاه, پاتوق, حلقه, خوانی, ریسمانی, داستانک, نویسندگی, خودنویس, انگیزه, چرکنویسی, خودکشی, قعر, هاویه, جامعه, کهنه, رهگذر, کولی, نویسندگان, ملایر, دلفروز, درباب, شعر, عرفان, عناوین, پست, الکترونیک, بازگشت, کنیاک, خالی, نتوانستم, مشرق, گرفتار, محبوس, گوشتم, خوردند, خونم, آلت, تناسلی, لیسیده, پشمالو, مایع, غلیظ, خشن, هايشان, macbeth, russ, freeman, lou, levy, claud, williamson, haig, kennie, tristano, bouzouki, zorba, the, greek, mandolin, little, black, sambo, drachma, denny, harujuku, shibuya, chigasaiki, moldau, giant, triples, tokyo, tama, unoki, salem, izumi, درازکردم, بازوهایم, انگشتانم, اودر, موجودی, فاني, شکننده, یکپارچه, آهنگی, نواخته, عرض, جنوب, شیب, روشنائی, خیابان, ساحلی, سردی, پوسته, سطح, خرچنگی, مهیبش, افکار, فریفت, مقدر, آغاز, احتمال, شنوائی, اطمینان, فتم, سنگین, انعکاس, رویم, توتون, بوسیدن, میزد, طعم, زبانش, گذشتیم, نکند, شادم, جاز, پیانیست, سفید, پنجاه, شصت, تریستانو, هاگ, کلود, ویلیامسون, لِوی, راس, فریمان, آلبوم, انتشارشان, هزینه, فراوان, فروش, کلکسیونرهای, معامله, فضای, منحصر, فردی, کسل, اینطور, قاب, سنگینی, ودنبال, ازعرق, خیس, نکن, سنگی, چسباندمو, گذردتوحالا, هستی, سنگلاخ, ریزشان, ناکجا, آباد, خودِ, ایستاده, دریدَن, استخونات, حیرت, واقعیِ, کجاست, قدمی, شنزاری, هویتم, روم, میرفتم, صورتم, دستِ, سینه, دیوانه, واری, گردش, آدمک, طلسم, فانی, دمیده, پرتو, حقیقی, عضلات, ساختگی, موقت, قربانی, هشداری, راگرفتم, شیبی, شناختم, درختی, بلندی, زانو, هرچه, واضح, سرزنده, ماندم, بکنم, بروم, یزومی, ضعیف, دچار, فشار, تغییر, پیچد, شکی, نواخت, پخش, ماندولین, آنتونی, کوئین, زوربای, رقصید, پیراهن, ضخیمی, پوشیدم, جین, برداشتم, نگرفته, خوابیده, کفش, فرود, گمش, نقره, اعماق, آوری, دیوار, نمادین, نمایش, شبی, غیب, ابری, شام, ایوان, بگردم, درخشانتر, بردارم, یقین, لابه, لای, بیدار, کورمال, پاشیده, سیگاری, مچاله, نشیمن, آشپز, حیات, صندلی, رویشان, تندی, نسیم, ملایمی, ازسمت, برگهای, چمن, وسیع, نوشيدني, ریختم, کمی, آرامش, هیچی, عیبی, صبحه, زیرسیگاری, پسرت, بزگ, موردت, شدی, سری, قرارنیست, بخواد, برگردی, جلوی, برمیام, احساسم, موردباید, قشنگ, موجود, دنیاست, هروقت, بغل, استخوان, بشکند, حرکاتش, صابونش, بشویم, حساس, وقتا, ببینی, صادقانه, حوصله, دومش, وپرسید, نشستم, امیدوار, کردببینم, میفته, غیبشون, مخصوصا, گیریشون, زیادی, میشن, تونن, خودشون, روپیداکنن, حواست, ویه, نتونستم, دوم, ساز, مانی, پشتی, وکتاب, خوندم, مون, جست, وخیز, کارایی, ترسیدم, پرید, موهاش, ببرِ, سامبوی, دویدن, کشیدو, کوچیکش, صداش, شنید, آمدکه, جدول, چطوری, غیبش, خواندیم, امپراتوری, خریده, نرخ, ارزها, دراخما, میشد, دادیم, غذاهای, ارزان, نزدیکی, روستا, هیکل, متناسبی, گفتیم, نبودیم, فراتر, پائیز, پایان, نیستی, برسه, میشیم, بری, وگفت, گیرم, مراقبت, راهم, دکتر, روندزدن, مریضی, نشیم, چیزغیر, نیفته, اتفاقات, غیرمنتظره, آماده, باشیم, توفکر, بتونیم, بیکار, بمونیم, اوجدی, جزایر, نانی, اضافی, جوی, مجانی, میشم, راهنمای, بگذره, زیادمیشه, بربیایم, دربیاری, نقاشیت, کاسبی, بندازی, فکرشو, بکن, نقاش, آدمهایی, نیستن, نتوانستیم, زلال, توانستند, ببینند, آبرنگ, ومناظر, دیدن, گذرانی, موفقیت, محسوب, مهمانمان, ماهیگیر, اختاپوس, یادگیری, جدولی, صرف, افعال, بردو, پیشرفت, بتواندبا, دار, پیشخدمت, توانستیم, وپا, نمانم, تقویت, لعنتی, تعدادی, ایتالیایی, آلمانی, دانستند, بزرگترین, بیکاری, سینما, کتابی, منتظره, ترادژی, آشیل, رمانی, فرودگاه, دوبار, دکه, فروخت, چشمم, نگرفت, موردعلاقه, غلت, مضحک, فروکش, سبک, مضطربم, سپردم, خوابی, عمیق, آبهای, نیلگون, دریای, اژه, پایمان, ازوسایل, شدیدی, عارض, عجیبی, دیگرآن, آدمی, چسبانده, آشفته, هواپیمای, وهیچ, بازگشتی, درکار, پوستی, موقتا, اشغال, خاراندم, چیزاز, متلاشی, کنترلی, تکه, بشکافد, بشوم, تهویه, غرقِ, پیراهنم, بدنم, چسبیده, مرتبه, درآ, غوش, ساعتی, بمیرم, رولور, بگذارم, ماشه, بکشم, جسم, ونیاز, استعفایم, تحویل, شایعات, بهترین, همکارانم, نکردند, تصمیمت, بگیر, نتوانی, بشوی, قمار, وبگویی, جهنم, شرط, بندی, چسبیدن, دردسرش, ارزد, یقینا, زوجی, برداشتن, مصیبت, عجب, گندی, مدتی, طولانی, بلیت, مونه, کافیه, آسیاب, بیفته, بعدا, علاقه, موافقت, پولی, یعنی, آرزوم, عسل, تایی, نیستیم, آزارمون, بررسی, منطق, پیروی, حالی, نمیتونیم, بویا, شبانه, نوشیدیني, خورديم, مقداری, لیکور, هارویوکو, دنيز, صبحانه, نهایت, ناامیدی, مرخصی, پریشان, رهایش, حسابی, مالی, قیچی, اورکت, پوش, درمونده, برنمی, شوهرش, دبیرستان, بایدمی, نداد, ضربه, خشکش, وسایلش, ماشین, چیگا, ساکی, پسرمان, تماس, حاضر, نشد, پای, تهدید, بهونه, موجه, بزارم, دخترم, حرومزاده, برگرده, مخالف, ملافه, شدیم, گرفتیم, بگذاریم, بتوانیم, ومحقرمان, ثابت, ناپذیر, تقدیر, ببرد, استنطاق, کنترلش, گردن, جرا, خاصیه, نشدی, نباشد, خانوادگی, معادله, برملا, همدیگررابطه, عذاب, وجدان, خیانت, کداممان, اغوا, هردویمان, وفادار, گناه, نوازش, آغوش, پیامد, منبع, جسمانی, افزا, عمل, خوشایند, عاری, تظاهری, بهتر, خصوصی, نجوا, نوشیدن, يمان, فهمیدیم, نرسیم, خداحافظی, چیزها, دقیقا, بگوید, روشنی, چیزهايی, نمیتوانستم, چنان, دقتی, متحیر, هردو, شکایتی, متاهلی, احترام, بتواند, احساساتش, بیان, معجزه, عمرشان, بنامد, حسی, جزئی, لطیفه, خندید, دلش, برویم, حین, چشممان, بینمان, بيشتروقت, افتد, مشترکمان, ملاقات, کنارمان, هولناکی, کاملاً, زورگرفته, باشند, ايزومي, طراحی, مجله, طراح, کارمان, شسته, زرق, تخیلی, خبری, شلوغ, دیروقت, بمانم, ناراضی, وخود, ارشدیت, سفارش, انتخاب, همکار, انم, روال, ونشان, سرعتی, ریخت, همسر, پسر, مطالعه, دنجی, وچشم, قشنگی, نفری, امتداد, تاما, بهار, گیلاس, شکوفه, دوچرخه, تماشای, تیم, جاینتز, ترایپلز, بهاری, قادر, درک, اهمیتی, نقشی, اطرافم, استنشاق, بنیادی, نشستیم, اروپا, بادی, جهان, ناپذیری, غریب, بیگانه, دسترس, مبهم
Text of the page (random words):
انیم به زندگی راحت ومحقرمان برگردیم نمی توانم ثابت کنم فقط این طور احساس می کنم به هر حال فکر نمی کنم که خیلی بد می شد اما به گذشته که نگاه می کنم این بازی گریز ناپذیر تقدیر بود كه باعث شد تا شوهر ایزومی از رابطه ما بو ببرد او بعد از استنطاق ایزومی در حالیکه کاملا کنترلش را از دست داده بود به خانه ما آمده بود آن موقع همسرم تنها بود و در کل همه چیز خیلی بد تمام شد وقتی به خانه رسیدم همسرم از من خواست تا همه چیز را برایش تعریف کنم ایزومی همه چیز را به گردن گرفته بود برای همین دیگر نمی توانستم از خودم قصه ای سر هم کنم همه ما جرا را برای او تعریف کردم و گفتم اصلا این طور نیست که من عاشق شده باشم این یه جور رابطه خاصیه اما کاملا با رابطه ای که با تو دارم فرق می کنه مثل شب و روز تو هیچ وقت متوجه این رابطه نشدی درسته این نشون می ده که این رابطه اصلا اون چیزی که تو فکر می کنی نیست اما همسرم به حرف من گوش نداد این ماجرا برای او ضربه سختی بود سر جا خشکش زد بی حرکت مانده بود و حتی یک کلمه هم حرف نمی زد روز بعد همه وسایلش را جمع کرد و توی ماشین گذاشت و به خانه پدرش توی چیگا ساکی 7 رفت و پسرمان را هم با خودش برد چند بار با او تماس گرفتم اما حاضر نشد پای تلفن با من حرف بزند به جای او پدرش آمد و با تهدید گفت اصلا دلم نمی خواد به بهونه های غیر موجه تو گوش کنم دیگه ممکن نیست بزارم دخترم به خونه حرومزاده ای مثل تو برگرده او از اول هم با ازدواج ما مخالف بود و لحن صدایش هم نشان می داد که آخر سر مشخص شده که حق با بوده در نهایت ناامیدی چند روزی مرخصی گرفتم و پریشان روی تخت افتادم ایزومی به من زنگ زد او هم تنها بود شوهر او رهایش کرده بود اما قبل از آن حسابی گوش مالی اش داده بود یک قیچی برداشته بود و تمام لباس های او را از اورکت گرفته تا زیر پوش ریز ریز کرده بود ایزومی نمی دانست که او کجا رفته و به من گفت درمونده شده م نمی دونم چیکار کنم همه چیز خراب شده و دیگه مثل اول نمیشه اون دیگه هیچ وقت برنمی گرده و پشت تلفن به هق هق افتاد او و شوهرش از زمان دبیرستان به همدیگر علاقمند بودند می خواستم او را آرام کنم اما چه بایدمی گفتم سرانجام او گفت بیا بریم یه جایی و نوشیدنی بخوریم ما به شی بویا 8 رفتیم توی یک کافه شبانه روزی تا صبح نوشیدیني خورديم حساب مقداری را که خورده بودم از دستم در رفته بود بعد از آشنایی با همدیگر این اولین باری بود که ما حرفی برای گفتن نداشتیم صبح که شد لیکور را کنار گذاشتیم و به سمت هارویوکو 9 رفتیم و توي دنيز 10 صبحانه خوردیم و قهوه نوشیدیم همانجا بود که فکر رفتن به یونان به سر ایزومی زد پرسیدم یونان در حالی که داشت به عمق چشم هایم نگاه می کرد گفت ما دیگه نمیتونیم توی ژاپن راحت زندگی کنیم یونان این فکر را توی ذهنم بررسی کردم ذهن ودکا گرفته ام نمی توانست از منطق پیروی کند ایزومی گفت همیشه دلم می خواست برم یونان این آرزوم بود دلم می خواست برای ماه عسل برم اونجا اما پول کافی نداشتیم خب بیا دو تایی بریم و اونجا زندگی کنیم ببین اونجا دیگه دلواپس چیزی نیستیم موندن توی ژاپن فقط آزارمون می ده هیچ فایده ای هم نداره من هیچ علاقه ای به یونان نداشتم اما مجبور بودم که با او موافقت کنم بین خودمان مقدار پولی را که داشتیم حساب کردیم ایزومی دو و نیم میلیون ین پس انداز داشت و من یک و نیم میلیون می توانستم جور کنم که روی هم می شد چهار میلیون ین یعنی چهل هزار دلار ایزومی گفت با چهل هزار دلار میشه چند سالی توی یونان سر کرد بلیت هواپیما حدود چهار هزار دلار خرج داره می مونه سی و شش تا اگه هر ماه هزار دلار خرج کنیم برای سه سال کافیه دو سال و نیم برای این که آب ها از آسیاب بیفته چی می گی بیا بریم بعدا همه چیز خودش رو براه میشه نگاهی به اطراف ام انداختم اول صبح بود و کافه پر از زوج های جوان بود ما تنها زوج بالای سی سال بودیم و یقینا تنها زوجی هم بودیم که داشتیم درباره برداشتن تمام پول هایمان و فرار به یونان پس از آن مصیبت حرف می زدیم با خودم فکر کردم عجب گندی شد برای مدتی طولانی به کف دستانم خیره شدم آیا واقعا زندگیم به این جا رسیده بود بالاخره گفتم باشه بریم 8 روز بعد توی محل کار نامه استعفایم را تحویل دادم رئیسم شایعات را شنیده بود و به این نتیجه رسیده بود که در آن لحظه بهترین کار برای من بیرون آمدن از آنجاست همکارانم از این که می خواستم آنجا را ترک کنم جا خورده بودند اما هیچ کدام زیاد تلاش نکردند تا این فکر را از سرم بیرون کنند بعد از آن بود که تازه فهمیدم بیرون آمدن از کار اصلا سخت نیست وقتی آدم تصمیم بگیرد که از شر چیزی خلاص شود دیگر چیزی برای حفظ کردن باقی نمی ما ند نه واقعا چیزی باقی نمی ما ند وقتی تصمیمت را بگیر ی دیگر چیزی نمی ماند که نتوانی از شر آن خلاص بشوی درست مثل آن است که سر همه پول ها یت قمار کنی وبگویی به جهنم سر هر چیزی که باقی مانده شرط بندی می کنم چسبیدن به آن چه که باقی مانده به دردسرش نمی ارزد هر چیزی را که به فکرم می رسید ونیاز داشتم توی یک چمدان آبی رنگ سامسونیت معمولی گذاشتم ایزومی هم همان قدر وسایل برداشته بود وقتی بر فراز مصر پرواز می کردیم ناگهان این ترس وحشتناک که ممکن است یکی دیگر اشتباهی چمدان مرا برداشته باشد مرا در بر گرفت هزاران چمدان سامسونیت آبی یک شکل توی دنیا وجود داشت ممکن بود وقتی به یونان می رسیدم و چمدان را باز می کردم بفهمم که چمدان پر ازوسایل آدم دیگری است حمله عصبی شدیدی بر من عارض شد اگر چمدان گم می شد به غیر از ایزومی دیگر چیزی نمی ماند که مرا به زندگی خودم ارتباط بدهد ناگهان احساس کردم که ناپدید شده ام احساس عجیبی بود دیگرآن آدمی که توی هواپیما نشسته بود من نبودم ذهن من اشتباهی خودش را به بسته ای که شبیه من بود چسبانده بود ذهنم کاملا آشفته بود باید به ژاپن برمی گشتم و داخل تن واقعی خودم می رفتم اما اینجا توی هواپیمای جت نشسته بودم و بر فراز مصر پرواز می کردم وهیچ بازگشتی درکار نبود این گوشت و پوستی که من موقتا اشغال کرده بودم به نظرم گچی می آمد اگر خودم را می خاراندم همه چیزاز هم متلاشی می شد لرزش غیر قابل کنترلی مرا در بر گرفت می دانستم که اگر این لرزش بیشتر ادامه پیدا کند ممکن است این تکه ها از هم بشکافد و تبدیل به غبار بشوم با وجود این که تهویه ها کار می کرد اما من غرقِ عرق شده بودم پیراهنم به بدنم چسبیده بود و بوی بدی از تنم بلند می شد یک مرتبه ایزومی دستم را محکم گرفت و مرا درآ غوش کشید هیچ حرفی نمی زد اما می دانست که چه احساسی دارم لرزش من نیم ساعتی طول کشید دلم می خواست بمیرم دلم می خواست نوک لوله یک رولور را توی گوشم بگذارم و ماشه را بکشم تا ذهن و جسم ام به غبار تبدیل شود بعد از این که لرزش فروکش کرد فکر کردم که سبک تر شده ام و به شانه های مضطربم استراحت دادم و خودم را به جریان زمان سپردم و به خوابی عمیق فرو رفتم چشم که باز کردم آبهای نیلگون دریای اژه زیر پایمان قرار داشت 8 بزرگترین مشکلی که توی جزیره داشتیم بیکاری بود آنجا کاری برای انجام دادن نداشتیم هیچ دوست و آشنایی نداشتیم جزیره زمین تنیس یا سینما یا کتابی برای خواندن نداشت آن قدر غیر منتظره ژاپن را ترک کرده بودیم که فراموش کرده بودم با خودم کتاب ببرم یک نسخه از ترادژی آشیل را که ایزومی با خودش آورده بود همراه با دو رمانی که توی فرودگاه برداشته بودم خواندم همه آنها را دوبار خواندم توی بندر دکه ای بود که براي توریست ها وسایل می فروخت چند تا کتاب انگلیسی داشت اما هیچ کدام از آنها چشمم را نگرفت زمانی کار موردعلاقه ام کتاب خواندن بود و همیشه تصور می کردم که اگر وقت کافی داشته باشم توی کتاب ها غلت می زنم اما خیلی مضحک بود که اینجا تمام وقت عالم در اختیار من بود اما چیزی برای خواندن نداشتم ایزومی شروع به یادگیری زبان یونانی کرده بود و چند تا کتاب به زبان یونانی گرفته بود جدولی درست کرده بود که توی آن صرف افعال را نوشته بود و آن ها را با خودش همه جا می بردو از بر می خواند آن قدر پیشرفت کرده بود که بتواندبا زبان یونانی دست و پا شکسته با مغازه دار ها حرف بزند و هر وقت به کافه ای می رفتیم با پیشخدمت ها صحبت کنند برای همین توانستیم چند نفر دوست و آشنا دست وپا کنیم من هم برای آن که عقب نمانم زبان فرانسه ام را تقویت کردم فکر می کردم که یک روزی به کارم بیاید اما توی این جزیره کوچک لعنتی هیچ کس نبود که به زبان فرانسه حرف بزند توی شهر یک جوری با انگلیسی سر می کردیم تعدادی از قدیمی تر ها زبان ایتالیایی یا آلمانی می دانستند اما زبان فرانسه اصلا به درد نمی خورد ما که هیچ کاری برای انجام دادن نداشتیم همه جا می رفتیم تلاش کردیم تا توی بندر ماهی بگیریم اما حتی یک ماهی هم نتوانستیم بگیریم مشکل این نبود که ماهی نبود بلکه آب خیلی زلال بود و ماهی ها می توانستند از بالای قلاب ما را که می خواستیم آنها را بگیریم ببینند ماهی حتما باید کر و کور می بود تا این طوری توی قلاب بیفتد من یک دفتر نقاشی و یک دست آبرنگ از یک مغازه محلی گرفتم توی جزیره پرسه می زدم و از آدم ها ومناظر نقاشی می کردم ایزومی کنارم می نشست و به نقاشی هایم نگاه می کرد و فعل های یونانی را حفظ می کرد محلی ها برای دیدن نقاشی ها ی من می آمدند من هم برای وقت گذرانی عکس آنها را می کشیدم که برایم موفقیت بزرگی محسوب می شد بیشتر وقت ها وقتی عکس را به آنها می دادم برای آب جو مهمانمان می کردند یک بار یک ماهیگیر یک اختاپوس درسته را به ما داد ایزومی می گفت تو می تونی با نقاشی کردن از چهره مردم پول دربیاری تو نقاشیت خوبه می تونی یه کار و کاسبی کوچولو باهاش راه بندازی فکرشو بکن که اینجا نقاش ژاپنی وجود نداره این دور و بر آدمهایی مثل تو زیاد نیستن من خندیدم اما حرف های اوجدی بود خودم را تصور کردم که توی جزایر یو نانی سفر می کنم و وسایل نقاشی اضافی ام را بر می دارم و از آب جوی مجانی لذت می برم و به این نتیجه رسیدم که فکر بدی نیست ایزومی ادامه داد من میشم راهنمای توریست ها ی ژاپنی یه مدت که بگذره تعداد اونا اینجا زیادمیشه این جوری می تونیم از پس اوضاع بربیایم البته این جوری من باید یاد گرفتن یونانی رو جدی تر بگیرم پرسیدم واقعا توفکر می کنی ما بتونیم دو سال و نیم اینجا بیکار بمونیم ایزومی گفت تا وقتی که پول هامون روندزدن یا مریضی چیزی نشیم اگه چیزغیر قابل پیش بینی اتفاق نیفته می تونیم سر کنیم اما بهتره که برای اتفاقات غیرمنتظره هم آماده باشیم گفتم من تقریبا هیچ وقت راهم به دکتر نیفتاده ایزومی به من خیره شد لب هایش را یک بری کرد وگفت اگه من حامله بشم چی اون وقت چیکار می کنی گیرم که از خودت خیلی خوب مراقبت کنی اما همه گاهی وقت ها اشتباه می کنن اگه این طوری بشه پول هامون خیلی زود تموم میشه گفتم اگه کار به اینجا برسه مجبور میشیم برگردیم ژاپن ایزومی به آرامی گفت تو متوجه نیستی نه ما دیگه نمی تونیم برگردیم ژاپن 8 من به نقاشی کردن و ایزومی به یاد گرفتن زبان یونانی ادامه دادیم این مدت آرام ترین دوره تمام زندگیم بود غذاهای ساده می خوردیم ارزان ترین نوشیدنی ها را می نوشیدیم هر روز از تپه ای که در آن نزدیکی بود بالا می رفتیم بالای تپه یک روستا بود و ا ز آنجا می شد جزیره های دیگری را که آن اطراف بودند دید هوای تازه و ورزش باعث شده بود تا هیکل متناسبی پیدا کنم اما بعد از غروب آفتاب هیچ صدایی توی جزیره شنیده نمی شد در آن سکوت من و ایزومی به آرامی عشق بازی می کردیم در مورد همه چیز حرف می زدیم دیگر نگران از دست دادن آخرین قطار یا دروغ هایی که باید به همسرانمان می گفتیم نبودیم آن زندگی عجیب و فراتر از باور بود پائیز ذره ذره داشت به پایان می رسید زمستان زود هنگام آمد باد برخاست و دریا به تلاطم در آمد همان وقت بود که ماجرای گربه های آدم خوار را توی روزنامه خواندیم توی همان روزنامه نوشته بود که وضعیت امپراتوری ژاپن بدتر شده اما ما روزنامه را برای این خریده بودیم که نرخ ارزها را نگاه کنیم قدرت ین ژاپن نسبت به دراخما 11 ی یونان بالاتر می رفت و این مسئله برای ما خیلی حیاتی بود چون هر قدر که قدرت ین بالاتر می رفت پول ما هم بیشتر میشد چند روز بعد از خواندن آن ماجرا بود که به ایزومی گفتم بیا در مورد گربه ها صحبت کنیم وقتی من بچه بودم یه گربه داشتم که خیلی عجیب غیبش زد به نظرمی آمدکه ایزومی دوست دارد ادامه ماجرا را بشنود سر از روی جدول فعل هایش بلند کرد و به من نگاه کرد و گفت چطوری گفتم کلاس دوم بودم یا شاید هم کلاس سوم ما توی یه خونه ساز مانی که باغچه بزرگی داشت زندگی می کردیم توی باغچه یه درخت کاج خیلی بزرگ بود اون قدر بزرگ بود که نمی شد بالای اون رو دید من توی ایوون پشتی نشسته بودم وکتاب می خوندم و گربه مون داشت توی باغچه بازی می کرد گربه داشت به تنهایی جست وخیز می کرد از اون کارایی که گربه ها همیشه می کنن گربه داشت با یه چیزی بازی می کرد و اصلا خبر نداشت که من دارم اون رو تماشا می کنم هر چی بیشتر اونو نگاه می کردم بیشتر می ترسیدم به نظرم گربه جن زده شده بود هی بالا و پائین می پرید و موهاش رو سیخ سیخ مي كرد انگار یه چیزی اونجا بود که من نمی تونستم ببینم آخر سر گربه درست مثل ببرِ توی سامبوی سیاه کوچولو 12 شروع کرد به دویدن دور درخت کاج بعد یه دفعه جیغ کشیدو از شاخه ها بالا رفت من فقط می تونستم صورت کوچیکش رو که توی بالاترین شاخه ها بود ببینم هنوز عصبی و هیجانزده بود توی شاخه ها مخفی شده بود وبه یه چیزی زل زده بود من صداش زدم اما انگار که صدای منو نمی شنید ایزومی پرسید اسم گربه چی بود گفتم یادم رفته کم کم غروب شد و هوا تاریک شد من دلواپس بودم و خیلی منتظر شدم تا گربه پائین بیاد آخر سر هوا کاملا تاریک شد و دیگه نتونستم گربه رو ببینم ایزومی گفت زیاد عجیب نیست خیلی اتفاق میفته که گربه ها این جوری غیبشون بزنه مخصوصا وقتی موقع جفت گیریشون باشه اونا زیادی هیجانزده میشن و نمی تونن راه خونه خودشون روپیداکنن حتما وقتی تو حواست نبوده گربه از درخت پائین اومده ویه جایی رفته گفتم شاید اما اون وقت ها من یه بچه بودم و مطمئن بودم که گربه تصمیم گرفته بالای درخت زندگی کنه حتما یه دلیلی داشت که اون نمی خواست پائین بیاد من هر روز توی ایوون می نشستم و به بالای درخت کاج نگاه می کردم و امیدوار بودم که گربه رو که از بالای شاخه ها نگاه می کردببینم به نظرم آمد که حوصله ایزومی سر رفته او سیگار دومش را روشن کرد دست اش را بلند کرد به من نگاه کرد وپرسید اصلا به بچه ات فکر می کنی نمی دانستم که چه جوابی باید بدهم برای همین صادقانه گفتم آره گاهی وقت ها اما نه همیشه گاهی وقت ها یه چیزی اون رو یادم میندازه پرسید دلت نمی خواد که اون رو ببینی گفتم چرا گاهی وقتا دلم می خواد اما دروغ می گفتم داشتم به این فکر می کردم که احساسم در این موردباید این طوری باشد وقتی کنار ش بودم فکر می کردم که او قشنگ ترین موجود دنیاست هروقت دیر به خانه می رسیدم اول به اتاق او می رفتم تا صورت اش را در خواب ببینم بعضی وقت ها دلم می خواست آنقدر محکم او را بغل کنم که ممکن بود تمام استخوان هایش بشکند حالا همه چیز درباره او صورتش صدایش حرکاتش در سرزمین ای دور دست مانده بود و تنها چیزی که به وضوح یادم می آمد بوی صابونش بود همیشه دوست داشتم که او را به حمام ببرم و تن اش را بشویم بدنش خیلی حساس بود برای همین همسرم همیشه صابون مخصوص برایش می گرفت تنها چیزی که درباره پسرم در خاطرم مانده بود بوی همان صابون بود ایزومی گفت اگه تو دلت بخواد برگردی ژاپن من نمی تونم جلوی تو رو بگیرم نگران من نباش یه جوری از پس اوضاع برمیام سری تکان دادم اما می دانستم که قرارنیست این اتفاق بیفتد ایزومی گفت دلم می خواد بدونم وقتی پسرت بزگ بشه همون جوری در مورد تو فکر می کنه که الان در موردت فکر می کنه که تو هم مثل یه گربه بالای درخت کاج ناپدید شدی گفتم شاید و خندیدم ایزومی سیگارش را توی زیرسیگاری له کرد آهی کشید و گفت بیا بریم خونه باشه گفتم اما هنوز صبحه گفت چه عیبی داره گفتم هیچی 8 نیمه های شب که بیدار شدم ایزومی نبود نگاهی به ساعت کنار تخت انداختم ساعت دوازده و نیم بود کور مال کورمال دنبال چراغ گشتم و آن را روشن کردم و نگاهی به اتاق انداختم همه چیز آن قدر آرام بود که انگار یکی موقعی که خواب بودم وارد اتاق شده و گرد سکوت را همه جا پاشیده دو تا ته سیگار له شده سالیم توی زیر سیگاری بود و یک پاکت مچاله شده سیگار کنار آن بود از رختخواب بلند شدم و به اتاق نشیمن رفتم آنجا هم نبود توی آشپز خانه و حمام هم نبود در را باز کردم و نگاهی به حیات انداختم فقط یک جفت صندلی راحتی آنجا بود که نور درخشان ماه رویشان افتاده بود خیلی آرام صدا زدم ایزومی جوابی نیامد دوباره بلندتر صدا زدم قلبم داشت به تندی می تپید آیا این صدا صدای خودم بود خیلی بلند و غیر عادی به نظرمی آمد اما هیچ جوابی نیامد نسیم ملایمی ازسمت دریا می وزید و برگهای چمن های وسیع را به تکان در می آورد در را بستم و به آشپزخانه برگشتم و نصف لیوان نوشيدني برای خودم ریختم تا کمی آرامش پیدا کنم نور درخشان ماه از پنجره آشپزخانه داخل می شد و سایه های وهم آوری را روی دیوار ها و کف آن می انداخت همه چیز مثل صحنه ای نمادین از یک نمایش مدرن به نظر می آمد ناگهان یاد شبی افتادم که گربه بالای درخت کاج غیب شده بود آن شب درست مثل همین شب بود ماه کامل بود و هیچ ابری در آسمان نبود آن شب بعد از شام دوباره روی ایوان رفته بودم تا دنبال گربه بگردم هر چه از شب می گذشت نور ماه درخشانتر می شد نمی دانم چه دلیلی داشت ولی نمی توانستم چشم از درخت کاج بردارم یقین داشتم که هر از گاهی می توانم چشم های گربه را که از لابه لای شاخه ها برق می زد ببینم اما همه این ها فقط یک توهم بود پیراهن ضخیمی پوشیدم و شلوار جین به تن کردم و سکه هایی را که روی میز بود برداشتم آنها را داخل جیبم گذاشتم و بیرون زدم حتما ایزومی خوابش نگرفته بود و رفته بود تا قدم بزند حتما همین بود باد کاملا خوابیده بود و تنها صدایی که می آمد صدای کفش های تنیس خودم بود ک...
|