If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: avigale.blogfa.com - .

site address: avigale.blogfa.com redirected to: avigale.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Thursday 18 June 2026 12:13:57 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=شهر گم شده اینجا غیر از داستان چیزی پیدا نمی شود;

Headings (most frequently used words):

داستان, از, یک, جدید, بعد, التحریر, های, شهر, گم, شده, اینجا, غیر, چیزی, پیدا, نمی, شود, ديدن, خودم, تعجب, كردم, رکورد, برای, مطلب, قبلی, انسان, مثل, چیز, ناشناخته, است, دو, تابلویی, اتو, گربه, آدم, خوار, بازگشت, محمود, مرادی, پیوندهای, روزانه, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی,

Text of the page (most frequently used words):
بود (263), اما (98), این (95), توی (79), گفت (77), اين (73), يونيكو (68), های (65), مياكه (64), شده (62), برای (61), همه (58), كرد (58), ایزومی (57), وقت (57), نمي (55), نمی (54), داشت (53), دست (45), کردم (43), مثل (43), اون (42), گربه (41), بعد (40), چیزی (40), خیلی (39), هاي (39), کرد (37), بودم (36), هیچ (34), كنم (34), كيسوكه (34), آدم (33), کنم (32), آتش (31), توي (30), خودم (29), نبود (29), براي (29), آتيش (29), آمد (28), روز (28), داد (28), سال (27), فکر (27), فكر (27), چیز (26), تنها (25), #داستان (24), گفتم (24), نگاه (24), است (24), روشن (23), صدای (23), کار (23), آنها (23), چيزي (23), چند (22), باشه (22), داخل (21), دیگر (21), بلند (21), رفته (20), جزیره (20), کرده (20), روی (20), حرف (20), وقتي (20), روي (20), بايد (20), نوشته (19), حتما (19), فقط (19), ماه (18), بودند (18), شعله (18), باید (18), آنجا (18), همین (18), موسیقی (18), درست (18), همان (18), خودش (18), هيچ (18), درباره (17), ساعت (17), رفت (17), زندگی (17), كرده (17), تونم (17), تمام (17), توانست (17), چيز (17), باشد (16), اصلا (16), وقتی (16), کردیم (16), بار (16), كني (16), نيست (16), خيلي (16), باز (15), راه (15), داشتم (15), بیشتر (15), نظر (15), دارم (15), صحبت (15), هست (15), چطور (14), داشته (14), چشم (14), دلم (14), خواست (14), احساس (14), قدر (14), گرفت (14), دور (13), زبان (13), رفتم (13), بالای (13), نیست (13), چون (13), هایی (13), دوست (13), حالا (13), مورد (13), اتفاق (13), آخر (13), رابطه (13), كنه (13), قبل (12), خانه (12), گرفته (12), واقعا (12), بندر (12), طرف (12), لحظه (12), فرو (12), خاطر (12), همیشه (12), بودیم (12), اتاق (12), یونان (12), حال (12), هيزم (12), محمود (11), ادامه (11), حتی (11), اگر (11), شهر (11), شاید (11), اول (11), خود (11), خوب (11), یکی (11), بیرون (11), هنوز (11), ساحل (11), مرد (11), ميشه (11), تكان (11), يخچال (11), کنیم (10), مرادی (10), تپه (10), دریا (10), نور (10), کردن (10), آورد (10), جور (10), رفتیم (10), پیدا (10), خاموش (10), داره (10), ژاپن (10), آره (10), اونا (10), ذره (10), وجود (10), گذاشت (10), طور (10), كند (10), چوب (10), شايد (10), توسط (9), توانستم (9), نگاهی (9), آرام (9), جای (9), کنار (9), شدم (9), هوا (9), درخت (9), غیر (9), خواد (9), اگه (9), چرا (9), بچه (9), بزرگ (9), اونجا (9), شروع (9), خواندن (9), روزنامه (9), داشتیم (9), دونم (9), افتاد (9), شما (9), زندگي (9), كشيد (9), نامه (8), آسمان (8), بدون (8), بالا (8), بوده (8), زمان (8), ممکن (8), موج (8), کنی (8), گذشته (8), انگار (8), نفس (8), صدا (8), اینجا (8), یادم (8), نظرم (8), گوش (8), یونانی (8), کاملا (8), ببینم (8), خونه (8), دفعه (8), مردم (8), کتاب (8), قرار (8), مرا (8), شود (8), هزار (8), كردم (8), پرسيد (8), همين (8), اينه (8), هميشه (8), هايي (8), كابوس (8), ناشناخته (8), وبلاگ (7), کافه (7), آپارتمان (7), افتاده (7), مانده (7), رسیدم (7), سمت (7), انداختم (7), دستم (7), بین (7), دوباره (7), گذشت (7), پشت (7), گذاشته (7), کوچک (7), جمع (7), خورده (7), مجسمه (7), صورت (7), اند (7), صبح (7), کند (7), درون (7), شاخه (7), نیم (7), الان (7), هایش (7), همسرم (7), دیگه (7), پول (7), نقاشی (7), زدیم (7), متوجه (7), برم (7), خواستم (7), راحت (7), داده (7), كاري (7), دود (7), عميق (7), طولاني (7), اتو (7), پيش (7), بيرون (7), بطري (7), جيب (7), زمانيكه (7), ۱۳۹۰ (6), آبان (6), زیر (6), شدن (6), ناگهان (6), مرگ (6), ذهنم (6), دادم (6), آمده (6), پنج (6), کشیدم (6), ناپدید (6), باعث (6), مدت (6), نزدیک (6), موقع (6), رسید (6), غرق (6), کسی (6), میز (6), باد (6), رنگ (6), کاج (6), کشید (6), بشه (6), جوری (6), نگران (6), مطمئن (6), نشسته (6), بازی (6), ماجرا (6), خوردیم (6), تازه (6), مجبور (6), پیش (6), تصور (6), انجام (6), نداشتیم (6), گرفتم (6), ترک (6), شانه (6), چمدان (6), همدیگر (6), بگویم (6), هفته (6), بيشتر (6), كاملا (6), صداي (6), مدتي (6), خيره (6), آنكه (6), ديگه (6), حتي (6), ديگر (6), يون (6), آروم (6), ميرم (6), ندارم (6), مياد (6), بگم (6), كار (6), اندازه (6), كردن (6), زياد (6), تلاش (5), شدند (5), مرده (5), هایم (5), آیا (5), باقی (5), خواب (5), جیبم (5), گذاشتم (5), نداشتم (5), شنیدم (5), سرانجام (5), بوی (5), سختی (5), دیگری (5), آهنگ (5), زحمت (5), بزرگی (5), توهم (5), نبودم (5), بالاخره (5), کدام (5), شلوار (5), زدم (5), قدم (5), آورده (5), دانم (5), گاهی (5), برق (5), وارد (5), سیگار (5), بیا (5), بریم (5), همون (5), کنه (5), پائین (5), عجیب (5), جایی (5), نداشت (5), زده (5), منو (5), مسئله (5), نوشیدنی (5), زود (5), میشه (5), قابل (5), ژاپنی (5), البته (5), ماهی (5), دفتر (5), درسته (5), کنند (5), بیاید (5), برداشته (5), خواندم (5), ماند (5), دانست (5), طول (5), سخت (5), خودمان (5), تلفن (5), مشخص (5), خواهد (5), عنوان (5), چقدر (5), مدرسه (5), مطلب (5), برام (5), چشمانش (5), عجيبي (5), كنيم (5), حاليكه (5), ساكت (5), نميشه (5), ژاكت (5), نقاشي (5), گاهي (5), بيني (5), ترين (5), توده (5), هايش (5), كنده (5), كسي (5), يكي (5), خوبي (5), كوب (5), داري (5), نوشيد (5), آقاي (5), زيادي (5), كوچكي (5), لهجه (5), كانزائي (5), پوشيد (5), پدر (5), بنویسم (5), ترجمه (4), اردیبهشت (4), ۱۳۹۱ (4), تنهایی (4), تیله (4), چهارشنبه (4), باشید (4), واقعی (4), زنده (4), بشنوم (4), نوک (4), لیس (4), گشتم (4), کجا (4), نگه (4), دیدم (4), سایه (4), بینی (4), موقعی (4), مصر (4), مغازه (4), دنیا (4), اطراف (4), زمین (4), خوردن (4), پرواز (4), حرکت (4), تصمیم (4), بلندتر (4), شنیده (4), دنبال (4), زنگ (4), بزند (4), نتیجه (4), انداخت (4), صحنه (4), یاد (4), پاکت (4), نباش (4), دروغ (4), طوری (4), پسرم (4), پرسید (4), بدهم (4), زیاد (4), غروب (4), تاریک (4), دارد (4), ساده (4), آرامی (4), عشق (4), دادن (4), همسرانمان (4), خیره (4), محلی (4), خواند (4), آشنا (4), روزی (4), کارم (4), انگلیسی (4), خورد (4), باشم (4), لرزش (4), ذهن (4), بسته (4), گوشت (4), فکرم (4), معمولی (4), محل (4), دلار (4), مقدار (4), حساب (4), گفتن (4), قهوه (4), رفتن (4), گونه (4), موضوع (4), چنین (4), بين (4), نام (4), استفاده (4), ترکیه (4), خوام (4), اومد (4), چاپ (4), ذهنش (4), سپس (4), قطعه (4), ويسكي (4), انديشيد (4), ولي (4), چطوري (4), تنگ (4), بكنم (4), فهمم (4), پوچ (4), طوري (4), آنان (4), نشونه (4), سري (4), باره (4), بعضي (4), سينه (4), نيمه (4), تاريكي (4), جاي (4), كنار (4), ماسه (4), رسيد (4), ميان (4), شكل (4), زندگيش (4), ديگري (4), اميد (4), چنين (4), حتماً (4), برداشت (4), آرشیو (3), روزانه (3), مهر (3), ادبی (3), قصه (3), یازدهم (3), برگشتم (3), بخوابم (3), منِ (3), داشتند (3), قلبم (3), زدند (3), شکسته (3), زدن (3), جلو (3), برمی (3), جاده (3), تاریکی (3), دستانم (3), برایم (3), مهم (3), صخره (3), بستم (3), آوردم (3), بگیرد (3), کلکسیون (3), برده (3), خاطرم (3), سکه (3), فرار (3), حبس (3), عصبی (3), واقعیت (3), سرم (3), مونده (3), افتادم (3), نیمه (3), عمق (3), احساسی (3), فراز (3), هواپیما (3), بلکه (3), بدن (3), حیاتی (3), آید (3), دقت (3), وسیله (3), صدایی (3), چراغ (3), کامل (3), توانم (3), جوابی (3), سیگارش (3), دانستم (3), ترین (3), دیر (3), آنقدر (3), صورتش (3), بدنش (3), اومده (3), اسم (3), سوم (3), باغچه (3), دید (3), کنن (3), تماشا (3), وبه (3), خوار (3), قدرت (3), گرفتن (3), دوره (3), زندگیم (3), قطار (3), هنگام (3), برخاست (3), تونیم (3), برگردیم (3), چیکار (3), بهتره (3), پرسیدم (3), وسایل (3), لذت (3), تونی (3), چهره (3), بگیریم (3), نشست (3), کردند (3), نفر (3), عقب (3), فرانسه (3), درد (3), فراموش (3), همراه (3), ترس (3), هزاران (3), غبار (3), زوج (3), چهل (3), چهار (3), خرج (3), میلیون (3), موندن (3), اولین (3), شوهر (3), لباس (3), خراب (3), پدرش (3), نشان (3), خوبی (3), ابد (3), طبیعی (3), حالیکه (3), تعریف (3), عاشق (3), فرق (3), دیدیم (3), مان (3), تواند (3), حقیقت (3), صدمه (3), مرتب (3), اشك (3), خوابه (3), سوار (3), آزاد (3), مرز (3), دیرک (3), نحو (3), برابر (3), راهبه (3), خودتون (3), کنین (3), بهت (3), پیرزن (3), بودن (3), گاه (3), جرعه (3), راستش (3), لاغر (3), اتفاقی (3), بيدار (3), ميشي (3), كمي (3), بست (3), تونيم (3), بازوانش (3), جدي (3), چيكار (3), جريان (3), نزديك (3), اينجا (3), آخرين (3), بهش (3), نيستم (3), زند (3), منظورم (3), كردو (3), دريا (3), ميره (3), انداخته (3), گفتي (3), كبريت (3), افته (3), حركت (3), شبيه (3), خواي (3), هاست (3), نديده (3), خاصي (3), چرمي (3), زماني (3), مرحله (3), مياره (3), سرش (3), خريد (3), فروشي (3), دبيرستان (3), اصلاً (3), پائين (3), گرم (3), سكوت (3), عوض (3), ياد (3), سيگار (3), بزار (3), دنيا (3), پيرل (3), دقيقه (3), جدید (3), التحریر (3), کنید (3), تعجب (3), مرداد (2), ۱۳۹۲ (2), تیر (2), ۱۳۹۶ (2), پیوندهای (2), یکشنبه (2), انجمن (2), شنبه (2), سرزمین (2), تمرین (2), سیاه (2), خون (2), عادت (2), خاموشی (2), بیست (2), ششم (2), منتظر (2), لیوان (2), چنگال (2), گرسنگی (2), مجسم (2), گاز (2), مکیدند (2), دریدند (2), دوردست (2), مغزم (2), ساحره (2), چین (2), نرم (2), هشیاری (2), نشانی (2), کوچکی (2), دقیقه (2), پراکنده (2), کوه (2), جشن (2), فهمیدم (2), آهی (2), سنگ (2), گذر (2), قطع (2), جمله (2), کنارم (2), رها (2), شادی (2), یونوکی (2), صفحه (2), نبودند (2), صمیمی (2), قدیمی (2), کننده (2), جزئیات (2), وزن (2), وحشتناک (2), بخواهم (2), خسته (2), بچسب (2), بوته (2), کوتاه (2), گوشم (2), بودی (2), گرسنه (2), مال (2), تپید (2), سرعت (2), تنم (2), آدمکی (2), گچی (2), راست (2), مخفی (2), وضوح (2), حالت (2), مهمانی (2), روستای (2), عروسی (2), دیده (2), ورزش (2), راهی (2), ایستادم (2), خاصی (2), آنکه (2), دستگاه (2), شبیه (2), فیلم (2), بوزوکی (2), خوابش (2), تنیس (2), اغراق (2), درخشان (2), پنجره (2), آشپزخانه (2), وهم (2), مدرن (2), دلیلی (2), ولی (2), تخت (2), دوازده (2), کور (2), گرد (2), سکوت (2), سالیم (2), رختخواب (2), حمام (2), جفت (2), راحتی (2), نیامد (2), عادی (2), نظرمی (2), وزید (2), تکان (2), نصف (2), خندیدم (2), بدونم (2), بیفتد (2), دلت (2), بگیرم (2), اوضاع (2), بعضی (2), محکم (2), صدایش (2), ببرم (2), صابون (2), مخصوص (2), برایش (2), میندازه (2), بیاد (2), ایوون (2), بزنه (2), هیجانزده (2), نبوده (2), دلواپس (2), کلاس (2), خبر (2), اونو (2), سیخ (2), تونستم (2), کوچولو (2), جیغ (2), بالاترین (2), بشنود (2), فعل (2), ماجرای (2), وضعیت (2), بدتر (2), نسبت (2), بالاتر (2), نوشیدیم (2), هوای (2), آفتاب (2), آخرین (2), باور (2), زمستان (2), تلاطم (2), حامله (2), بشم (2), خودت (2), اشتباه (2), هامون (2), تموم (2), تقریبا (2), نیفتاده (2), سفر (2), بدی (2), توریست (2), تعداد (2), جدی (2), خوبه (2), باهاش (2), نداره (2), کاری (2), مشکل (2), قلاب (2), خواستیم (2), پرسه (2), حفظ (2), آمدند (2), عکس (2), مشکلی (2), آشنایی (2), نسخه (2), زمانی (2), کافی (2), زنم (2), عالم (2), اختیار (2), استراحت (2), جریان (2), اشتباهی (2), سامسونیت (2), آبی (2), شکل (2), بفهمم (2), حمله (2), ارتباط (2), بدهد (2), تبدیل (2), عرق (2), حرفی (2), لوله (2), رئیسم (2), رسیده (2), آمدن (2), آنجاست (2), خلاص (2), جوان (2), هایمان (2), سالی (2), حدود (2), براه (2), انداز (2), ببین (2), فایده (2), ودکا (2), بخوریم (2), باری (2), گذاشتیم (2), همانجا (2), ریز (2), نمیشه (2), گرده (2), علاقمند (2), کلمه (2), برد (2), ازدواج (2), لحن (2), همینطور (2), یافت (2), برود (2), گریز (2), نشون (2), متقاعد (2), دلیل (2), کشیدن (2), مغازله (2), بخشی (2), میان (2), بازوان (2), کارش (2), بکشد (2), شرکت (2), طبق (2), رود (2), مول (2), دقیق (2), رودخانه (2), ساله (2), توکیو (2), هستم (2), مابین (2), تمامی (2), هدف (2), قایق (2), پوشانده (2), وآنجا (2), میدان (2), قهرمان (2), دهانش (2), مردن (2), نقطه (2), مرغ (2), دریایی (2), اجاره (2), صاف (2), شوخی (2), کشتی (2), هستین (2), تونین (2), شماها (2), متروکه (2), بکنین (2), ارزش (2), کاتولیکی (2), گفته (2), زنبور (2), مشغول (2), کوتاهی (2), مربا (2), هستن (2), باشی (2), خوردم (2), خوانده (2), قبلی (2), نشستند (2), شان (2), انگشتان (2), مقابل (2), بخونه (2), آفتابی (2), مثلا (2), آتن (2), برنامه (2), جلب (2), هفتاد (2), یخچال (2), مجموعه (2), نوشت (2), سردت (2), بخواي (2), نخواي (2), خاكستر (2), ملايم (2), آيد (2), قلبش (2), پيدا (2), بميرم (2), بوي (2), فكري (2), بميريم (2), ميگم (2), ميگي (2), بخار (2), راحتي (2), جاري (2), چنگ (2), سرما (2), يافت (2), پوچم (2), تهي (2), ديد (2), تكه (2), خواسته (2), نفسي (2), منظورت (2), ايه (2), گفتنش (2), سخته (2), تابلويي (2), كشيدي (2), چيه (2), موهاي (2), آنچه (2), فهميد (2), فهمي (2), مكث (2), همينه (2), خودشه (2), اقيانوس (2), لندن (2), اضافي (2), نبايد (2), ناراحت (2), قدري (2), راهه (2), ديدن (2), نوك (2), سقلمه (2), خيس (2), ميشم (2), مطلق (2), كابوسه (2), زنه (2), سرد (2), بلندي (2), منه (2), خفه (2), بيفته (2), سايه (2), دوني (2), ازاين (2), بميري (2), لحظاتي (2), حالي (2), مشكل (2), هستي (2), نگاهش (2), اوني (2), احمق (2), منطقه (2), بالاي (2), كنن (2), زلزله (2), جورايي (2), ديدم (2), يادت (2), خاراند (2), سوال (2), سوالي (2), كدام (2), رفتند (2), تونه (2), جوون (2), نيكو (2), نيز (2), سوختن (2), بيش (2), جايي (2), فرصت (2), ملحق (2), وسط (2), بدي (2), شهري (2), موقعي (2), فندك (2), مناسب (2), روشنش (2), شكلي (2), ميتونه (2), اتيش (2), ميده (2), منظور (2), مگه (2), عصر (2), كردند (2), ناميد (2), واقعي (2), گير (2), بدم (2), سختي (2), فروشگاه (2), نزديكي (2), شير (2), عادي (2), اينجاست (2), دراز (2), كوتاه (2), پيراهن (2), سفيد (2), كلاه (2), ايباراكي (2), گروه (2), موسيقي (2), دوستانش (2), فارغ (2), التحصيلي (2), شيريني (2), گيتار (2), هائي (2), كلاس (2), كوچك (2), تعطيلات (2), پايان (2), كيف (2), ساحلي (2), ريخت (2), خاص (2), عجله (2), سخن (2), خانواده (2), چيزيه (2), دهان (2), تندي (2), توني (2), كنين (2), تلويزيون (2), آوردي (2), شوخي (2), دستانشان (2), گرفتند (2), هنر (2), پيشاهنگ (2), باشي (2), استعداد (2), نشده (2), شنيدي (2), ميگن (2), دبير (2), ياس (2), بگويد (2), توان (2), مبارزه (2), سيگارش (2), آيا (2), خرده (2), ساخته (2), صبور (2), روزيش (2), بدست (2), بسه (2), لعنتي (2), منجمد (2), مهمه (2), چیزیت (2), طرفدار (2), لباسامو (2), بياي (2), هدفون (2), پنجشنبه (2), هفتم (2), سواد (2), گویند (2), اینها (2), سالها (2), انسان (2), اقیانوس (2), گیری (2), لواشک (2), شیشه (2), کودکی (2), گویم (2), نوزدهم (2), مبارک (2), معینی (2), بيچاره (2), blogfa, com, اخبارداستانی, نقد, موضوعی, پیشین, پاس, تارخ, قالپاق, کارگاه, زنجان, اشراق, لیلی, تار, مدیریت, مهران, مرتضائی, نویس, رامین, سلطانی, هادی, وحیدی, علیرضا, بازرگان, حسن, رنجی, سیامک, مهاجری, پایگاه, پاتوق, حلقه, خوانی, ریسمانی, داستانک, نویسندگی, خودنویس, انگیزه, چرکنویسی, خودکشی, قعر, هاویه, جامعه, کهنه, رهگذر, کولی, نویسندگان, ملایر, دلفروز, درباب, شعر, عرفان, عناوین, پست, الکترونیک, بازگشت, کنیاک, خالی, نتوانستم, مشرق, گرفتار, محبوس, گوشتم, خوردند, خونم, آلت, تناسلی, لیسیده, پشمالو, مایع, غلیظ, خشن, هايشان, macbeth, russ, freeman, lou, levy, claud, williamson, haig, kennie, tristano, bouzouki, zorba, the, greek, mandolin, little, black, sambo, drachma, denny, harujuku, shibuya, chigasaiki, moldau, giant, triples, tokyo, tama, unoki, salem, izumi, درازکردم, بازوهایم, انگشتانم, اودر, موجودی, فاني, شکننده, یکپارچه, آهنگی, نواخته, عرض, جنوب, شیب, روشنائی, خیابان, ساحلی, سردی, پوسته, سطح, خرچنگی, مهیبش, افکار, فریفت, مقدر, آغاز, احتمال, شنوائی, اطمینان, فتم, سنگین, انعکاس, رویم, توتون, بوسیدن, میزد, طعم, زبانش, گذشتیم, نکند, شادم, جاز, پیانیست, سفید, پنجاه, شصت, تریستانو, هاگ, کلود, ویلیامسون, لِوی, راس, فریمان, آلبوم, انتشارشان, هزینه, فراوان, فروش, کلکسیونرهای, معامله, فضای, منحصر, فردی, کسل, اینطور, قاب, سنگینی, ودنبال, ازعرق, خیس, نکن, سنگی, چسباندمو, گذردتوحالا, هستی, سنگلاخ, ریزشان, ناکجا, آباد, خودِ, ایستاده, دریدَن, استخونات, حیرت, واقعیِ, کجاست, قدمی, شنزاری, هویتم, روم, میرفتم, صورتم, دستِ, سینه, دیوانه, واری, گردش, آدمک, طلسم, فانی, دمیده, پرتو, حقیقی, عضلات, ساختگی, موقت, قربانی, هشداری, راگرفتم, شیبی, شناختم, درختی, بلندی, زانو, هرچه, واضح, سرزنده, ماندم, بکنم, بروم, یزومی, ضعیف, دچار, فشار, تغییر, پیچد, شکی, نواخت, پخش, ماندولین, آنتونی, کوئین, زوربای, رقصید, پیراهن, ضخیمی, پوشیدم, جین, برداشتم, نگرفته, خوابیده, کفش, فرود, گمش, نقره, اعماق, آوری, دیوار, نمادین, نمایش, شبی, غیب, ابری, شام, ایوان, بگردم, درخشانتر, بردارم, یقین, لابه, لای, بیدار, کورمال, پاشیده, سیگاری, مچاله, نشیمن, آشپز, حیات, صندلی, رویشان, تندی, نسیم, ملایمی, ازسمت, برگهای, چمن, وسیع, نوشيدني, ریختم, کمی, آرامش, هیچی, عیبی, صبحه, زیرسیگاری, پسرت, بزگ, موردت, شدی, سری, قرارنیست, بخواد, برگردی, جلوی, برمیام, احساسم, موردباید, قشنگ, موجود, دنیاست, هروقت, بغل, استخوان, بشکند, حرکاتش, صابونش, بشویم, حساس, وقتا, ببینی, صادقانه, حوصله, دومش, وپرسید, نشستم, امیدوار, کردببینم, میفته, غیبشون, مخصوصا, گیریشون, زیادی, میشن, تونن, خودشون, روپیداکنن, حواست, ویه, نتونستم, دوم, ساز, مانی, پشتی, وکتاب, خوندم, مون, جست, وخیز, کارایی, ترسیدم, پرید, موهاش, ببرِ, سامبوی, دویدن, کشیدو, کوچیکش, صداش, شنید, آمدکه, جدول, چطوری, غیبش, خواندیم, امپراتوری, خریده, نرخ, ارزها, دراخما, میشد, دادیم, غذاهای, ارزان, نزدیکی, روستا, هیکل, متناسبی, گفتیم, نبودیم, فراتر, پائیز, پایان, نیستی, برسه, میشیم, بری, وگفت, گیرم, مراقبت, راهم, دکتر, روندزدن, مریضی, نشیم, چیزغیر, نیفته, اتفاقات, غیرمنتظره, آماده, باشیم, توفکر, بتونیم, بیکار, بمونیم, اوجدی, جزایر, نانی, اضافی, جوی, مجانی, میشم, راهنمای, بگذره, زیادمیشه, بربیایم, دربیاری, نقاشیت, کاسبی, بندازی, فکرشو, بکن, نقاش, آدمهایی, نیستن, نتوانستیم, زلال, توانستند, ببینند, آبرنگ, ومناظر, دیدن, گذرانی, موفقیت, محسوب, مهمانمان, ماهیگیر, اختاپوس, یادگیری, جدولی, صرف, افعال, بردو, پیشرفت, بتواندبا, دار, پیشخدمت, توانستیم, وپا, نمانم, تقویت, لعنتی, تعدادی, ایتالیایی, آلمانی, دانستند, بزرگترین, بیکاری, سینما, کتابی, منتظره, ترادژی, آشیل, رمانی, فرودگاه, دوبار, دکه, فروخت, چشمم, نگرفت, موردعلاقه, غلت, مضحک, فروکش, سبک, مضطربم, سپردم, خوابی, عمیق, آبهای, نیلگون, دریای, اژه, پایمان, ازوسایل, شدیدی, عارض, عجیبی, دیگرآن, آدمی, چسبانده, آشفته, هواپیمای, وهیچ, بازگشتی, درکار, پوستی, موقتا, اشغال, خاراندم, چیزاز, متلاشی, کنترلی, تکه, بشکافد, بشوم, تهویه, غرقِ, پیراهنم, بدنم, چسبیده, مرتبه, درآ, غوش, ساعتی, بمیرم, رولور, بگذارم, ماشه, بکشم, جسم, ونیاز, استعفایم, تحویل, شایعات, بهترین, همکارانم, نکردند, تصمیمت, بگیر, نتوانی, بشوی, قمار, وبگویی, جهنم, شرط, بندی, چسبیدن, دردسرش, ارزد, یقینا, زوجی, برداشتن, مصیبت, عجب, گندی, مدتی, طولانی, بلیت, مونه, کافیه, آسیاب, بیفته, بعدا, علاقه, موافقت, پولی, یعنی, آرزوم, عسل, تایی, نیستیم, آزارمون, بررسی, منطق, پیروی, حالی, نمیتونیم, بویا, شبانه, نوشیدیني, خورديم, مقداری, لیکور, هارویوکو, دنيز, صبحانه, نهایت, ناامیدی, مرخصی, پریشان, رهایش, حسابی, مالی, قیچی, اورکت, پوش, درمونده, برنمی, شوهرش, دبیرستان, بایدمی, نداد, ضربه, خشکش, وسایلش, ماشین, چیگا, ساکی, پسرمان, تماس, حاضر, نشد, پای, تهدید, بهونه, موجه, بزارم, دخترم, حرومزاده, برگرده, مخالف, ملافه, شدیم, گرفتیم, بگذاریم, بتوانیم, ومحقرمان, ثابت, ناپذیر, تقدیر, ببرد, استنطاق, کنترلش, گردن, جرا, خاصیه, نشدی, نباشد, خانوادگی, معادله, برملا, همدیگررابطه, عذاب, وجدان, خیانت, کداممان, اغوا, هردویمان, وفادار, گناه, نوازش, آغوش, پیامد, منبع, جسمانی, افزا, عمل, خوشایند, عاری, تظاهری, بهتر, خصوصی, نجوا, نوشیدن, يمان, فهمیدیم, نرسیم, خداحافظی, چیزها, دقیقا, بگوید, روشنی, چیزهايی, نمیتوانستم, چنان, دقتی, متحیر, هردو, شکایتی, متاهلی, احترام, بتواند, احساساتش, بیان, معجزه, عمرشان, بنامد, حسی, جزئی, لطیفه, خندید, دلش, برویم, حین, چشممان, بینمان, بيشتروقت, افتد, مشترکمان, ملاقات, کنارمان, هولناکی, کاملاً, زورگرفته, باشند, ايزومي, طراحی, مجله, طراح, کارمان, شسته, زرق, تخیلی, خبری, شلوغ, دیروقت, بمانم, ناراضی, وخود, ارشدیت, سفارش, انتخاب, همکار, انم, روال, ونشان, سرعتی, ریخت, همسر, پسر, مطالعه, دنجی, وچشم, قشنگی, نفری, امتداد, تاما, بهار, گیلاس, شکوفه, دوچرخه, تماشای, تیم, جاینتز, ترایپلز, بهاری, قادر, درک, اهمیتی, نقشی, اطرافم, استنشاق, بنیادی, نشستیم, اروپا, بادی, جهان, ناپذیری, غریب, بیگانه, دسترس, مبهم


Text of the page (random words):
قاید مذهبی کاتولیک ها صحبت کرد خیلی چیزا بهمون گفت اما خب حدس بزن چی از اون همه یادم مونده تنها چیزی که یادم مونده ماجرای غرق شدن یه کشتی کنار یه جزیره متروکه و تنها موندن با یه گربه است گفتم جالب به نظر می آد راهبه به ما گفت توی یه کشتی شکسته هستین فقط شما و یه گربه می تونین وارد قایق نجات بشین به یه جزیره متروک بی نام و نشان میرسین هیچ چیزی برای خوردن اونجا نیست تنها چیزی که دارین یه مقدار آب و بیسکوئیت خشکه که حدود ده روز یه نفر رو زنده نگه می داره بعد گفت خب حالا از همه شماها می خوام تا خودتون رو توی اون وضعیت تصور کنین چشم هاتون رو ببندین و اون رو مجسم کنین تنها توی یه جزیره متروکه با یه گربه هیچ چی برای خوردن نیست می فهمین گرسنه این تشنه این و سرانجام ممکنه بمیرین چیکار باید بکنین آیا باید غذای ناچیزتون رو با گربه تقسیم کنین نه نباید این کارو بکنین این کار اشتباهه شما ها همگی آفریده های با ارزش خداوند هستین شما برگزیدگان خداوندهستین اما گربه این طور نیست برای همین هم تمام غذا رو خودتون باید بخورین راهبه خیلی جدی نگاهمون می کرد من واقعا جا خورده بودم که گفتن چنین چیز هایی برای بچه های کم سن و سالی که تازه وارد مدرسه شده ن چه فایده ای داره با خودم گفتم وای خدا ببین چه جور جایی اومده م 8 من و ایزومی در یک آپارتمان معمولی در جزیره کوچک ای در یونان زندگی می کردیم فصل تعطیلات گذشته بود و خود جزیره هم جای مناسبی برای گردشگری نبود برای همین اجاره ها خیلی پائین بود هیچ کدام قبل از رفتن به آن جزیره حتی اسم آنجا را هم نشنیده بودیم جزیره نزدیک مرز ترکیه بود و روز هایی که هوا صاف بود می شد کوه های سرسبز ترکیه را دید محلی ها به شوخی می گفتند که روز هایی که باد می وزد آدم می تواند بوی کباب مخصوص ترک ها را بشنود اما از شوخی گذشته جزیره به سواحل ترکیه نزدیک تر بود تا به نزدیکترین جزیره یونانی وآنجا آسیای صغیر در برابر چشمانمان پدیدار بود در میدان شهر مجسمه ای از قهرمان دوره استقلال یونان قرار داشت او در یونان دست به شورش زده و قیامی را بر علیه ترک ها که آن زمان کنترل جزیره را در اختیار داشتند تدارک دیده بود اما ترک ها او را دستگیر کرده و به مرگ محکوم کرده بودند آنها دیرک نوک تیزی را توی میدان ای که نزدیک بندر بود گذاشته بودند مرد بینوا را برهنه کرده واو را روی دیرک نشانده بودند وزن بدن مرد باعث شده بود تا دیرک از نشيمنگاه او داخل شده و از داخل بدنش گذشته و سرانجام از دهانش بیرون بیاید راهی برای مردن که به نحو غیر قابل باوری کند و آزار دهنده است مجسمه را در همان نقطه ای که تصور می ر فت آن اتفاق افتاده گذاشته بودند اوایل که مجسمه را آنجا قرار داده بودند حتما خیلی تاثیر گذاربوده اما اکنون بر اثر باد دریا و گرد و غبار و فضله مرغ های دریایی به سختی می شد حتی صورت آن را تشخیص داد محلی ها حتی نیم نگاهی هم به مجسمه قديمي نمی انداختند و این طور به نظر می آمد که قهرمان هم به نوبه خویش به مردم به جزیره و به تمامی دنیا پشت کرده هر وقت که من و ایزومی در کافه توی هوای آزاد می نشستیم آب جو یا قهوه می خوردیم و بی هدف به قایق های بندر و تپه های دور دست ترکیه نگاه می کردیم خودمان را در مرز اروپا احساس می کردیم بادی که آنجا می وزید باد مرز جهان بود حس و حال گریز ناپذیری از گذشته ها همه جا را پوشانده بود وآنجا این احساس به من دست می داد که این حقیقت غریب چیزی بیگانه و دور از دسترس مبهم اما ملایم تمام وجودم را در خود فرو برده و ته رنگ آن ماده چشم ها و پوست بدن و چهره آدم هایی را که توی بندر بودند پوشانده آن وقت ها قادر به درک این حقیقت نبودم که من هم بخشی از این صحنه هستم اهمیتی نداشت که چه نقشی در آن صحنه ای که در اطرافم بود داشتم که چقدر آن هوا را استنشاق می کردم چون هیچ گونه ارتباط بنیادی مابین من و تمامی آنها نبود دو ماه قبل با همسر و پسر چهار ساله ام توی آپارتمان سه خوابه مان در یونوکی 3 توکیو زندگی می کردیم جای خیلی بزرگی نبود از آن آپارتمان های ساده و معمولی بود من و همسرم برای خودمان یک اتاق داشتیم پسرم هم اتاق خودش را داشت و اتاق سوم را هم من به عنوان اتاق مطالعه استفاده می کردم جای دنجی بود وچشم انداز قشنگی داشت آخر هفته ها سه نفری در امتداد ساحل رود تاما 4 قدم می زدیم توی بهار درخت های گیلاس کنار رودخانه شکوفه می کرد من پسرم را ترک دوچرخه سوار می کردم و برای تماشای تیم جاینتز ترایپلز 5 توکیو که تمرین های بهاری اش را انجام می داد می رفتیم من در یک شرکت معمولی که کارش طراحی کتاب و مجله بود کار می کردم آنجا مرا طراح صدا می کردند و چون کارمان خیلی شسته و رفته بود این عنوان خیلی توی چشم می زد توي کار ما از چیز های پر زرق و برق و تخیلی خبری نبود بیشتر وقت ها کار خیلی شلوغ می شد و چند بار هم اتفاق افتاده بود که مجبور شده بودم تا دیروقت توی دفتر کارم بمانم بعضی از کار ها اشك ام را در مي آورد اما از کارم ناراضی نبودم وخود شرکت هم جای راحتی بود چون آنجا ارشدیت داشتم می توانستم سفارش ها را خودم انتخاب کنم و هر طور که دلم می خواست آن ها را انجام بدهم رئیسم آدم خوبی بود و رابطه ام با همکار انم خیلی خوب بود برای همین اگر همه چیز طبق روال عادی پیش می رفت می توانستم کارم را همانجا ادامه بدهم و زندگیم مثل رود مول دو 6 يا دقیق تر بگویم مثل آب های بی نام ونشان اي که رودخانه مول دو را به وجود می آورد با سرعتی زیاد جریان پیدا می کرد وبه دریا می ریخت اما همان وقت بود که با ایزومی آشنا شدم 8 ایزومی ده سال از من جوان تر بود ما در حین کار همدیگر را می دیدیم و اولین باری که چشممان به همدیگر افتاد چیزی بینمان اتفاق افتاد نه از آن چیز هایی که بيشتروقت ها بين مردم اتفاق می افتد بعد از آن چند بار همدیگر را دیدیم تا درباره جزئیات کار مشترکمان صحبت کنیم یا من به اتاق او می رفتم یا او به دفتر من می آمد ملاقات های ما همیشه کوتاه بود آدم های دیگری هم کنارمان بودند و فقط موضوع کار در میان بود اما وقتی که کار تمام شد احساس تنهایی هولناکی مرا در بر گرفت انگار که چیزی کاملاً حیاتی را از من به زورگرفته باشند سال ها بود که چنین احساسی نداشتم و فکر می کنم که ايزومي هم همین احساس را داشت یک هفته بعد او به خاطر مسئله ای جزئی به من تلفن کرد و ما درباره آن حرف زدیم من لطیفه ای تعریف کردم و او خندید من پرسیدم دلش می خواهد که با هم بیرون برویم و نوشیدنی بخوریم ما به کافه کوچکی رفتیم و نوشیدنی خوردیم دقیقا یادم نمی آید که درباره چه چیزی صحبت کردیم اما هزاران موضوع برای صحبت پیدا کردیم و حتی صحبت هایمان ممکن بود تا ابد هم طول بکشد من هر چیزی را که او می خواست بگوید مثل برق به روشنی می گرفتم و چیزهايی را كه نمیتوانستم به کس دیگری بگویم او با چنان دقتی در می یافت که مرا متحیر می کرد ما هردو ازدواج کرده بودیم و هیچ شکایتی از زندگی متاهلی مان نداشتیم همسرانمان را دوست داشتیم و به آنها احترام می گذاشتیم اما پیدا کردن کسی که آدم بتواند احساساتش را خیلی روشن و کامل برای او بیان کند يك معجزه کوچک است بیشتر آدم ها هیچ وقت در تمام عمرشان چنین کسی را پیدا نمی کنند اشتباه است که آدم چنین چیزی را عشق بنامد چون بیشتر یک هم حسی کامل است ما کم کم مرتب برای نوشیدن بیرون می رفتیم شوهر او به خاطر کارش دیر وقت می آمد برای همین او می توانست هر وقت که دوست داشت بیاید و برود اما هر وقت که ما با هم بودیم زمان با سرعت می گذشت یک دفعه به ساعت ها يمان نگاه می کردیم و می فهمیدیم که ممکن است به آخرین قطار هم نرسیم خداحافظی کردن با او همیشه برایم سخت بود چون هنوز خیلی چیزها بود که می خواستم به او بگویم هیچ کداممان نمی خواستیم آن یکی را براي كاري اغوا کنیم اما این مسئله اتفاق افتاد تا آن وقت هردویمان به همسرانمان وفادار بودیم اما برای این کار دلیل ساده ای داشتیم ما باید این کار را می کردیم و برای همین هم احساس گناه نمی کردیم نوازش تن ایزومی در آغوش کشیدن او و مغازله با او همه پیامد طبیعی صحبت های ما بود آن قدر طبیعی که عشق بازی ما منبع لذت جسمانی و غم افزا نبود بلکه عمل خوشایند و آرامی بود که عاری از هر گونه تظاهری بود از همه چیز بهتر حرف های آرام بخشی بود که بعد از عشق بازی به هم می زدیم من تن او را نزدیک می کشیدم و او خودش را در میان بازوان من قرار می داد ما با زبان خصوصی خودمان به نجوا با هم حرف می زدیم من و ایزومی هر وقت که می شد همدیگر را می دیدیم شاید عجیب به نظر بیاید یا شاید هم خیلی عجیب نباشد اما من و او کاملا خودمان را متقاعد کرده بودیم که زندگی خانوادگی مان یک طرف معادله است و رابطه بین ما طرف دیگر بدون این که مشکل وجود داشته باشد یا این که رابطه ما بدون این که مشکلی به وجود بیاید تا ابد می تواند همینطور ادامه داشته باشد ما متقاعد شده بودیم که رابطه ما هیچ وقت برملا نمی شود این حقیقت داشت که ما با همدیگررابطه داشتیم اما این رابطه که به کسی صدمه نمی زد شب هایی که با ایزومی بودم دیر وقت به خانه می رفتم و مجبور می شدم برای همسرم قصه ای سر هم کنم و عذاب وجدان می گرفتم اما هیچ وقت به نظرم نمی آمد که دارم به او خیانت می کنم من و ایزومی رابطه ای کاملا صمیمی و مشخص داشتیم اگر همه چیز به خوبی پیش می رفت این رابطه تا ابد همینطور ادامه می یافت ما ودکا و نوشیدنی می خوردیم و هر وقت که می شد زیر ملافه می رفتیم شاید هم روزی از دروغ گفتن به همسرانمان خسته می شدیم و تصمیم می گرفتیم تا بگذاریم که این رابطه خیلی طبیعی از بین برود تا بتوانیم به زندگی راحت ومحقرمان برگردیم نمی توانم ثابت کنم فقط این طور احساس می کنم به هر حال فکر نمی کنم که خیلی بد می شد اما به گذشته که نگاه می کنم این بازی گریز ناپذیر تقدیر بود كه باعث شد تا شوهر ایزومی از رابطه ما بو ببرد او بعد از استنطاق ایزومی در حالیکه کاملا کنترلش را از دست داده بود به خانه ما آمده بود آن موقع همسرم تنها بود و در کل همه چیز خیلی بد تمام شد وقتی به خانه رسیدم همسرم از من خواست تا همه چیز را برایش تعریف کنم ایزومی همه چیز را به گردن گرفته بود برای همین دیگر نمی توانستم از خودم قصه ای سر هم کنم همه ما جرا را برای او تعریف کردم و گفتم اصلا این طور نیست که من عاشق شده باشم این یه جور رابطه خاصیه اما کاملا با رابطه ای که با تو دارم فرق می کنه مثل شب و روز تو هیچ وقت متوجه این رابطه نشدی درسته این نشون می ده که این رابطه اصلا اون چیزی که تو فکر می کنی نیست اما همسرم به حرف من گوش نداد این ماجرا برای او ضربه سختی بود سر جا خشکش زد بی حرکت مانده بود و حتی یک کلمه هم حرف نمی زد روز بعد همه وسایلش را جمع کرد و توی ماشین گذاشت و به خانه پدرش توی چیگا ساکی 7 رفت و پسرمان را هم با خودش برد چند بار با او تماس گرفتم اما حاضر نشد پای تلفن با من حرف بزند به جای او پدرش آمد و با تهدید گفت اصلا دلم نمی خواد به بهونه های غیر موجه تو گوش کنم دیگه ممکن نیست بزارم دخترم به خونه حرومزاده ای مثل تو برگرده او از اول هم با ازدواج ما مخالف بود و لحن صدایش هم نشان می داد که آخر سر مشخص شده که حق با بوده در نهایت ناامیدی چند روزی مرخصی گرفتم و پریشان روی تخت افتادم ایزومی به من زنگ زد او هم تنها بود شوهر او رهایش کرده بود اما قبل از آن حسابی گوش مالی اش داده بود یک قیچی برداشته بود و تمام لباس های او را از اورکت گرفته تا زیر پوش ریز ریز کرده بود ایزومی نمی دانست که او کجا رفته و به من گفت درمونده شده م نمی دونم چیکار کنم همه چیز خراب شده و دیگه مثل اول نمیشه اون دیگه هیچ وقت برنمی گرده و پشت تلفن به هق هق افتاد او و شوهرش از زمان دبیرستان به همدیگر علاقمند بودند می خواستم او را آرام کنم اما چه بایدمی گفتم سرانجام او گفت بیا بریم یه جایی و نوشیدنی بخوریم ما به شی بویا 8 رفتیم توی یک کافه شبانه روزی تا صبح نوشیدیني خورديم حساب مقداری را که خورده بودم از دستم در رفته بود بعد از آشنایی با همدیگر این اولین باری بود که ما حرفی برای گفتن نداشتیم صبح که شد لیکور را کنار گذاشتیم و به سمت هارویوکو 9 رفتیم و توي دنيز 10 صبحانه خوردیم و قهوه نوشیدیم همانجا بود که فکر رفتن به یونان به سر ایزومی زد پرسیدم یونان در حالی که داشت به عمق چشم هایم نگاه می کرد گفت ما دیگه نمیتونیم توی ژاپن راحت زندگی کنیم یونان این فکر را توی ذهنم بررسی کردم ذهن ودکا گرفته ام نمی توانست از منطق پیروی کند ایزومی گفت همیشه دلم می خواست برم یونان این آرزوم بود دلم می خواست برای ماه عسل برم اونجا اما پول کافی نداشتیم خب بیا دو تایی بریم و اونجا زندگی کنیم ببین اونجا دیگه دلواپس چیزی نیستیم موندن توی ژاپن فقط آزارمون می ده هیچ فایده ای هم نداره من هیچ علاقه ای به یونان نداشتم اما مجبور بودم که با او موافقت کنم بین خودمان مقدار پولی را که داشتیم حساب کردیم ایزومی دو و نیم میلیون ین پس انداز داشت و من یک و نیم میلیون می توانستم جور کنم که روی هم می شد چهار میلیون ین یعنی چهل هزار دلار ایزومی گفت با چهل هزار دلار میشه چند سالی توی یونان سر کرد بلیت هواپیما حدود چهار هزار دلار خرج داره می مونه سی و شش تا اگه هر ماه هزار دلار خرج کنیم برای سه سال کافیه دو سال و نیم برای این که آب ها از آسیاب بیفته چی می گی بیا بریم بعدا همه چیز خودش رو براه میشه نگاهی به اطراف ام انداختم اول صبح بود و کافه پر از زوج های جوان بود ما تنها زوج بالای سی سال بودیم و یقینا تنها زوجی هم بودیم که داشتیم درباره برداشتن تمام پول هایمان و فرار به یونان پس از آن مصیبت حرف می زدیم با خودم فکر کردم عجب گندی شد برای مدتی طولانی به کف دستانم خیره شدم آیا واقعا زندگیم به این جا رسیده بود بالاخره گفتم باشه بریم 8 روز بعد توی محل کار نامه استعفایم را تحویل دادم رئیسم شایعات را شنیده بود و به این نتیجه رسیده بود که در آن لحظه بهترین کار برای من بیرون آمدن از آنجاست همکارانم از این که می خواستم آنجا را ترک کنم جا خورده بودند اما هیچ کدام زیاد تلاش نکردند تا این فکر را از سرم بیرون کنند بعد از آن بود که تازه فهمیدم بیرون آمدن از کار اصلا سخت نیست وقتی آدم تصمیم بگیرد که از شر چیزی خلاص شود دیگر چیزی برای حفظ کردن باقی نمی ما ند نه واقعا چیزی باقی نمی ما ند وقتی تصمیمت را بگیر ی دیگر چیزی نمی ماند که نتوانی از شر آن خلاص بشوی درست مثل آن است که سر همه پول ها یت قمار کنی وبگویی به جهنم سر هر چیزی که باقی مانده شرط بندی می کنم چسبیدن به آن چه که باقی مانده به دردسرش نمی ارزد هر چیزی را که به فکرم می رسید ونیاز داشتم توی یک چمدان آبی رنگ سامسونیت معمولی گذاشتم ایزومی هم همان قدر وسایل برداشته بود وقتی بر فراز مصر پرواز می کردیم ناگهان این ترس وحشتناک که ممکن است یکی دیگر اشتباهی چمدان مرا برداشته باشد مرا در بر گرفت هزاران چمدان سامسونیت آبی یک شکل توی دنیا وجود داشت ممکن بود وقتی به یونان می رسیدم و چمدان را باز می کردم بفهمم که چمدان پر ازوسایل آدم دیگری است حمله عصبی شدیدی بر من عارض شد اگر چمدان گم می شد به غیر از ایزومی دیگر چیزی نمی ماند که مرا به زندگی خودم ارتباط بدهد ناگهان احساس کردم که ناپدید شده ام احساس عجیبی بود دیگرآن آدمی که توی هواپیما نشسته بود من نبودم ذهن من اشتباهی خودش را به بسته ای که شبیه من بود چسبانده بود ذهنم کاملا آشفته بود باید به ژاپن برمی گشتم و داخل تن واقعی خودم می رفتم اما اینجا توی هواپیمای جت نشسته بودم و بر فراز مصر پرواز می کردم وهیچ بازگشتی درکار نبود این گوشت و پوستی که من موقتا اشغال کرده بودم به نظرم گچی می آمد اگر خودم را می خاراندم همه چیزاز هم متلاشی می شد لرزش غیر قابل کنترلی مرا در بر گرفت می دانستم که اگر این لرزش بیشتر ادامه پیدا کند ممکن است این تکه ها از هم بشکافد و تبدیل به غبار بشوم با وجود این که تهویه ها کار می کرد اما من غرقِ عرق شده بودم پیراهنم به بدنم چسبیده بود و بوی بدی از تنم بلند می شد یک مرتبه ایزومی دستم را محکم گرفت و مرا درآ غوش کشید هیچ حرفی نمی زد اما می دانست که چه احساسی دارم لرزش من نیم ساعتی طول کشید دلم می خواست بمیرم دلم می خواست نوک لوله یک رولور را توی گوشم بگذارم و ماشه را بکشم تا ذهن و جسم ام به غبار تبدیل شود بعد از این که لرزش فروکش کرد فکر کردم که سبک تر شده ام و به شانه های مضطربم استراحت دادم و خودم را به جریان زمان سپردم و به خوابی عمیق فرو رفتم چشم که باز کردم آبهای نیلگون دریای اژه زیر پایمان قرار داشت 8 بزرگترین مشکلی که توی جزیره داشتیم بیکاری بود آنجا کاری برای انجام دادن نداشتیم هیچ دوست و آشنایی نداشتیم جزیره زمین تنیس یا سینما یا کتابی برای خواندن نداشت آن قدر غیر منتظره ژاپن را ترک کرده بودیم که فراموش کرده بودم با خودم کتاب ببرم یک نسخه از ترادژی آشیل را که ایزومی با خودش آورده بود همراه با دو رمانی که توی فرودگاه برداشته بودم خواندم همه آنها را دوبار خواندم توی بندر دکه ای بود که براي توریست ها وسایل می فروخت چند تا کتاب انگلیسی داشت اما هیچ کدام از آنها چشمم را نگرفت زمانی کار موردعلاقه ام کتاب خواندن بود و همیشه تصور می کردم که اگر وقت کافی داشته باشم توی کتاب ها غلت می زنم اما خیلی مضحک بود که اینجا تمام وقت عالم در اختیار من بود اما چیزی برای خواندن نداشتم ایزومی شروع به یادگیری زبان یونانی کرده بود و چند تا کتاب به زبان یونانی گرفته بود جدولی درست کرده بود که توی آن صرف افعال را نوشته بود و آن ها را با خودش همه جا می بردو از بر می خواند آن قدر پیشرفت کرده بود که بتواندبا زبان یونانی دست و پا شکسته با مغازه دار ها حرف بزند و هر وقت به کافه ای می رفتیم با پیشخدمت ها صحبت کنند برای همین توانستیم چند نفر دوست و آشنا دست وپا کنیم من هم برای آن که عقب نمانم زبان فرانسه ام را تقویت کردم فکر می کردم که یک روزی به کارم بیاید اما توی این جزیره کوچک لعنتی هیچ کس نبود که به زبان فرانسه حرف بزند ...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

    No Images


    Verified site has: 21 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

    1-5 6-10 11-15 16-20 21-21


    Top 50 hastags from of all verified websites.

    Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

    Header

    HTTP/1.1 301 Moved Permanently
    Date Thu, 18 Jun 2026 12:13:56 GMT
    Content-Type text/html; charset=utf-8
    Transfer-Encoding chunked
    Connection close
    Location htt????/avigale.blogfa.com/
    Server cloudflare
    Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=iogXUBzYsnNhd8OzHSq4d%2F8Emo%2BX3ksw98lTmnMzHzWSgaZYX3Opusn5ErqM14qEmTsvWFFMcavI9nRNDwi%2FVyWFsPilUWQeJvNfjc0VVRSkgxBgXN7plqQOntVuvrlwK2WDZGU%3D ]
    cf-cache-status DYNAMIC
    CF-RAY a0da35fba969b90c-AMS
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400
    HTTP/2 200
    date Thu, 18 Jun 2026 12:13:56 GMT
    content-type text/html; charset=utf-8
    cache-control private
    report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=wSvZ3aAVeyiW1NTCaycJIrCrIozWr6zmbDkqifilrNwLD9%2FYjRJqzVkdTXuHRQW4sSqBKQOXO91htR0AcwDW6KYuzrgQf5qQs9BMlTPy0y9K1puaVdcRWf794DppumPecz8qszk%3D ]
    vary Accept-Encoding
    server cloudflare
    cf-cache-status DYNAMIC
    nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    content-encoding gzip
    cf-ray a0da35fc8b5e351d-CDG
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400

    Meta Tags

    title=""
    http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
    name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
    http-equiv="content-language" content="fa"
    name="description" content="شهر گم شده اینجا غیر از داستان چیزی پیدا نمی شود"
    name="generator" content="blogfa.com"
    property="og:title" content="شهر گم شده"
    property="og:site_name" content="شهر گم شده"
    property="og:description" content="شهر گم شده اینجا غیر از داستان چیزی پیدا نمی شود"

    Load Info

    page size38348
    load time (s)0.5808
    redirect count1
    speed download66117
    server IP 188.114.97.2
    * all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"