Meta tags:
description= ...رد پای خاطره ها ديروز مي مردند و فراموش مي شدند آرام آرام ... امروز چه زود از يادها رفته ايم بي آنكه بميريم;
Headings (most frequently used words):
مي, آرام, ذره, آی, رد, پای, خاطره, ها, ديروز, مردند, فراموش, شدند, امروز, چه, زود, از, يادها, رفته, ايم, بي, آنكه, بميريم, محو, میشد, صورتش, فلک, کور, است, ببار, باران, که, تنهایم, کاش, بارانی, ببارد, یاران, بارید, یک, تفر, پیدا, شد, زندگی, دریا, اولین, روز, دبستان, بازگرد, آخرین, جرعه, این, جام, تهی, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
تنها (31), این (31), هفته (31), بود (31), ۱۳۹۰ (25), است (23), باران (19), عشق (18), همه (18), های (16), نوشته (15), نمی (15), هیچ (14), مثل (13), امشب (13), مرد (12), عمر (12), چهارم (12), هاي (11), شده (11), ساعت (11), روز (11), دختر (10), نیست (10), برای (10), توسط (10), فکر (10), دريا (10), صدای (10), تنهایی (9), رفت (9), کجا (9), ببار (9), سوم (8), ۱۳۹۲ (8), چیست (8), روی (8), آرام (8), باشم (8), ساحل (8), مرا (8), نفر (8), زندگی (7), دوم (7), اوّل (7), باز (7), خاموش (7), موج (7), کاش (7), کند (7), شیشه (6), دلم (6), نیز (6), درد (6), باید (6), کرد (6), نگاه (6), شهریور (6), یاد (6), دخترم (6), سان (6), چرا (6), ناله (5), لحظه (5), خواهم (5), ولی (5), #بارانی (5), مرگ (5), سکوت (5), بمان (5), تیر (5), مرداد (5), بهمن (5), خرداد (5), ۱۳۹۱ (5), شاید (5), پای (5), دیدم (5), ابر (5), خنده (5), اندیشم (5), باد (5), بازگرد (5), ساده (5), بودن (5), قطره (5), آسمان (5), ديگر (5), چون (5), برگرد (5), چشم (5), بانگ (5), بگذشت (5), اميد (5), بار (5), ميان (5), گذشت (5), نگفت (5), جاده (5), عروس (5), دلنوشته (4), خلوت (4), عاشقانه (4), جنگل (4), تنهایم (4), حرف (4), هست (4), تنهای (4), کوچه (4), روزی (4), خاطرات (4), رنگ (4), پاک (4), مهر (4), آبان (4), دیگر (4), باغ (4), شنبه (4), بیست (4), برگ (4), برد (4), آتش (4), رقص (4), کودکی (4), شدیم (4), اما (4), نبود (4), روي (4), شايد (4), آيد (4), دگر (4), رفته (4), فارغ (4), گشت (4), نپرسیدم (4), بگذارید (4), پیدا (4), سوی (4), مردم (4), حجله (4), خدای (4), کور (4), ذره (4), دوست (3), فریاد (3), شکسته (3), دنیا (3), صبح (3), قلب (3), قلبم (3), عاشق (3), دست (3), دلتنگی (3), گوش (3), لبخند (3), خوش (3), ماه (3), سحر (3), دیگه (3), بزن (3), خدایا (3), یعنی (3), خوب (3), خواب (3), زیر (3), اولین (3), اسفند (3), میروم (3), خیال (3), حتی (3), بلند (3), شهر (3), دارم (3), بند (3), باشد (3), شما (3), کنم (3), همین (3), جرعه (3), جام (3), همهمه (3), بازی (3), آبی (3), سینه (3), بدان (3), شاد (3), داشت (3), بچه (3), میشد (3), اشک (3), بارد (3), بردي (3), نعره (3), مگر (3), پدر (3), همچو (3), کنار (3), سالها (3), زان (3), بوسه (3), گرداب (3), دریا (3), راه (3), آنچه (3), نفهمیدم (3), گفتند (3), عهد (3), خدا (3), فردا (3), بکند (3), بعد (3), دانم (3), تازه (3), کوله (3), پنجره (3), پيدا (3), جشن (3), نگارم (3), قسم (3), گوید (3), فلک (3), مبارک (3), آید (3), خاطره (3), بخند (2), احساس (2), خيس (2), دنیای (2), love (2), نبض (2), شبنم (2), بگو (2), نوشیده (2), ستاره (2), نقطه (2), رویا (2), باراني (2), گمشده (2), چیز (2), باهم (2), نیستی (2), خیلی (2), نام (2), کلبه (2), منو (2), دفتر (2), ترین (2), فرهاد (2), دلی (2), گفته (2), شيشه (2), آذر (2), ۱۳۹۳ (2), وبلاگ (2), خانه (2), مینویسم (2), جوابم (2), عمری (2), اهل (2), تهرانم (2), آواز (2), داد (2), نفره (2), هفت (2), میدانم (2), کرده (2), بزرگ (2), اندازه (2), پارک (2), چیزها (2), گوشه (2), خورد (2), نهم (2), وبلاگم (2), خوشتان (2), آمده (2), تبریک (2), عرض (2), هستی (2), نفس (2), جانم (2), آخرین (2), تهی (2), جای (2), مهتاب (2), چلچله (2), هوا (2), کبوترها (2), حاصل (2), جمله (2), عطر (2), نقش (2), گندم (2), وقت (2), حال (2), بیا (2), شادی (2), دبستان (2), اول (2), درس (2), خانم (2), درون (2), داشتیم (2), هایش (2), دستانمان (2), جامه (2), کوچک (2), هرگز (2), بخیر (2), چهارشنبه (2), کوبد (2), جوش (2), ابري (2), مدهش (2), نازنينم (2), کشت (2), سفر (2), جان (2), غمگين (2), دريايي (2), گوشم (2), غمگينت (2), استادم (2), صدايم (2), فاجعه (2), دلبندم (2), فرزندم (2), ببينم (2), دستم (2), چنان (2), نور (2), دوباره (2), کشد (2), فرياد (2), ديوانه (2), كودكي (2), نوجواني (2), شهوت (2), حسرت (2), غافل (2), افسوس (2), معنیش (2), فهمم (2), شدم (2), خلق (2), خویش (2), امید (2), حقایق (2), کینه (2), رفیق (2), خود (2), همسر (2), ثروت (2), آنها (2), خوردن (2), بیهوده (2), لیک (2), جوانی (2), قدرت (2), دمی (2), گفت (2), بگذرد (2), هنوز (2), نیک (2), حیات (2), فراغت (2), نشاط (2), نالیدن (2), بام (2), خوابیدن (2), نتوان (2), خندیدن (2), دانی (2), صبحی (2), شهری (2), بارش (2), خورشید (2), غبار (2), اندوه (2), پنجشنبه (2), منتظر (2), قدم (2), آشنا (2), رسيدن (2), مانده (2), اقاقی (2), رشته (2), صدا (2), ببارد (2), وفا (2), اگر (2), خندان (2), تمام (2), کنارم (2), عروسی (2), ماست (2), بله (2), ساکت (2), ناگه (2), ساز (2), نگار (2), دروغ (2), مدتی (2), اوست (2), وکیلم (2), شیخ (2), میشود (2), شور (2), لبش (2), جدایی (2), زود (2), نداشت (2), چشمان (2), آفتاب (2), محو (2), صورتش (2), یار (2), وای (2), blogfa, com, چرت, پرت, حقیقت, محض, دنيا, روزه, ــپید, چــپیشـ, دخترك, دختري, موهاي, خرمايي, واژه, اعتماد, حمایت, محیط, زیست, عاشقی, سكوتــــــ, بخواهد, بیاد, آرزوهایم, سکوتی, میکنم, بالاتر, گرفته, ازت, پاتوق, لعنتي, بارون, كلبه, پسرا, story, سايه, خيال, داستان, یادتم, احمدرضا, زده, اورا, نسیم, سیاه, چشمانت, پیوسته, ارامم, سنگي, بارونی, بــ, شیرینـــی, یــکـــ, ღღسـکـوتــــــــ, بــــــــــــــارانღღ, بـــــــاران, توراازیادبردن, کارمن, زیباترین, انسان, شدن, عمریــست, شطرنج, ஜحـــــــــــــــس, پـــــــــــــــــوچஜ, _انسانیـَتـــــ, خامــوشـــــ_, آلوده, ادج, همای, اواره, پرم, نگفته, شنوایی, شبم, saeedm212, کاغذی, جوجو, فینگیلی, دوتاییم, badboy, hellgirl, عزیز, وامدی, سایه, کاکتوس, تبرستان, دخمل, box, دوستانه, نهایت, همیشه, بجز, پروانه, ماند, نیلوفرانه, قفس, طلایی, قسمت, آرمان, فاصله, جاوید, ღدخـتـر, تــنـهـای, شـبღ, تـــــــــبــــــ, ســــــــــرد, گیتار, ببینی, آلبالو, ترش, رهگذر, برمیگردی, دیره, ๑آلاچیق, عاشقان, for, your, entertainment, نزدیکتربه, ماازما, کفش, دوزک, خالق, حامد, ارزش, دوس, داشتنونداره, تنهام, نذارید, سوته, دلان, تولد, شایدتنها, عاشقم, پیشم, نموند, تقدیر, اینو, مکملیم, تنهاترینم, توتنها, دنیایی, everyone, کشیده, you, محکوم, كافه, خرابات, زیباست, گریان, حرفای, دلــ, یــه, دختــر, سکـــــــــوت, عشـــــــــق, وبی, همدم, چهره, بغض, مشکی, عشقه, بهونه, خلوتگاه, روزگار, توانیمwe, can, سرگرمی, درختم, سوخت, بگذار, بسوزه, معشوق, جرقه, مهرزاد, بنام, اثر, انگشتش, بیقرار, قاصدک, جنیفر, پریس, پری, lonly, گذر, ترنم, پیوندها, ۱۳۸۹, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, نامه, اینجا, نگوید, کیستی, بگوید, لایق, خیالت, زیستم, گاهی, حالا, نیستم, پارسام, پیشه, علافی, گاهگاهی, بگردم, ناچار, کوپنی, میخرم, پیاده, بازار, بزنم, کارگری, کوپن, خامی, خیالی, رسد, مامور, عبور, کار, دلالی, بیهودست, دلال, ویلایش, اسودست, آبادی, جمشیدیه, ملت, برخورد, جاهل, واقعاً, کامل, گدایی, زمن, بدتر, بره, ایی, فقط, کاغد, تکه, روزنامه, عصر, اردکی, تحصن, روزگاری, واقع, گرم, فرار, حیف, دستانم, امیدوارم, اگه, نظر, یادتون, نره, موفق, باشید, مطالب, قدیمی, پنجم, ولنتاین, عزیزان, فریدون, مشیری, ساغر, بجوش, باقی, بنوش, تاریکی, بتاب, فدای, گلها, اینک, افتادم, ریسمانی, موی, دراز, بگیر, ببند, بخواه, پاسخ, قصه, بخوان, پرسند, زمزمه, مبهم, دلکش, سپید, اینگونه, ژرفای, کوشش, چندین, مات, مبهوت, نگری, سوزنده, بجام, مناجات, درختان, هنگام, شقایق, کوه, صحبت, پاینده, زار, گردش, طراوت, گونه, شنوم, بینم, سرا, خوبی, وتنها, بیستم, متشکرم, زدید, زمستان, خداحافظی, کنیم, عید, افزون, وخندان, برسوار, اسب, چوبکی, زیباترند, یادگاران, کهن, ماناترند, درسهای, سال, بابا, سارا, داده, پند, اموز, روباه, وخروس, روبه, مکارو, دزد, وچاپلوس, مهمانی, کوکب, سفره, بوی, نان, کاکلی, گنجشککی, باهوش, فیل, نادانی, برایش, موش, باوجود, سوزو, سرمای, شدید, ریز, علی, پیراهن, درید, نیمکت, تصمیم, کبری, هایی, پاکی, تراش, سرخ, لاکی, کیفمان, چفتی, زرد, دوشمان, حلقه, گرمی, کاه, همکلاسی, ورنج, وکار, وصله, دار, دکه, سیگار, سرد, کودکان, زنگ, تفریحی, جمع, وتفریقی, لااقل, کودک, آموزگار, پوش, گچها, بودش, دوش, معلم, وهم, یادت, وبابایت, دبستانی, مشقها, کمک, شود, گريد, دخترک, آيدش, نوميدي, اژدهاي, مضطرب, مدهوش, بيشه, تاريکست, سهمگين, گوهر, مجنون, فغان, پيچد, ناآرام, صخره, ضجه, مردست, دردست, صدايي, هياهو, برنميآيد, مرغ, انتظارت, بشتاب, راهم, بيا, بينم, مشو, اينجام, پيچدنه, مرواريد, کام, صدف, هايي, اينک, گلي, پنهاني, ولي, پيدايي, ميکنم, اينجايي, لرزه, اينجا, جوابش, دترم, لبم, آمد, هستي, گريه, آلودست, غمگينانه, دشت, پيجد, بنشينم, شبي, بالينت, شيرينت, دامن, گردابها, بردارم, هزاران, گيسوي, مشگينت, سرنوشت, بپرسم, کدامين, ماهي, رفتي, سويم, بازگردي, بيابم, گيسوانت, ماهت, شتابم, طرف, بيتاب, باورم, گفتم, آيي, دنبال, ميگردد, اشکم, فانوس, روشنترين, باور, نميدارم, فاجغه, امامن, بشنوم, عزيبت, آمدم, نازنين, فرزند, قعر, ماتت, آلود, ميزند, سنگ, همچنان, مصروع, غروي, شعر, مصطفوی, گرمارودی, غفلت, كهولت, زباني, باطل, پيري, کین, ترتیب, مثمر, چنین, زائد, خروش, شمع, دگران, گردم, شعله, نمایم, گرچه, سراپا, سوزم, آموخته, بردیگران, نکو, آموزم, پویم, جویم, گویم, زره, جنگ, ناحق, پوشم, شربت, جرات, شهامت, نوشم, کشف, کوشم, مملو, جوانمردی, زهد, آسوده, حسد, بخل, گام, بنهم, عزمی, جزم, هواها, گسلم, پندارم, هدف, زیستن, زندگانی, کردن, جهان, داشتن, جنجال, دائم, گشتن, تامین, معاش, عمرشان, بیخود, کسانی, دانستند, رهنمایم, بودند, تلف, هیهات, شباب, میتوانست, پیش, توانی, زکف, دادم, مفت, تفکر, تعمق, اندیشه, حاصلی, مسخرگی, آنهمه, نیروی, عظیم, مصرف, احوال, سومی, همانگونه, دیروزش, امروزش, همچنین, فردایش, دیگری, آوا, بشود, برآورد, اکنون, آینده, ورا, مست, جوانست, بهره, کامروایی, نوجوانی, سپری, کدامین, توشه, چند, صباح, هیچکس, آییم, بایدم, مرغی, آزاد, زمان, بال, گشادن, وارسته, دیدن, دگرش, فرصت, بایدش, کنون, بخندد, شادان, تقصیر, نکردم, فکری, تامل, ننمودم, ساعتی, آنی, گذرد, گران, پوچ, تند, دمان, هفتم, فهمید, هوایی, طلوعی, گلفام, رقصان, میان, سرخی, گمنام, مواج, ساغرش, مینا, شراب, تردید, طلوع, سوزان, برفی, خسته, سرما, غرق, آنور, تفر, درکنار, هستم, نگاهت, هایم, هدیه, اين, ظلمات, هايمان, رهايی, پيوندی, هميشگی, پيوند, داديم, تاريکی, روشنای, راهت, شوند, پره, انتظارم, بايد, هايت, دستان, کنی, انتهايی, ندارد, آواهايم, روياهايم, کشيدم, راز, کردم, همسفرم, فانوسم, کردنت, نشانه, فريادم, شنيدند, بودم, رفتم, بازگشتن, هاست, دور, صدايی, خواند, غبارگرفته, طنين, بخار, قاب, گرفت, هايم, باريد, یاران, بارید, دوازدهم, سرزمین, چترهاتان, ببندید, شاخه, خشک, دعا, طوفان, نوح, شگفت, مویرگهای, بشکند, طلسم, کهنه, گیرد, چتر, قلبها, یکشنبه, میشوی, خالی, توهم, همسایه, باری, وفایی, کلاغا, بوته, سبز, جماعت, کشتن, یاس, وحشی, روزهاست, خشکیدن, درخت, اوج, نخفتن, مدام, باریدم, یادش, کمتری, دارد, بکوب, بشکن, وفایم, کمی, پاییز, صدایم, مثال, مرده, رنگم, دلتنگم, هفدهم, رفیقان, باده, بازآرید, سخت, بیمارم, خودم, هیچش, اعتباری, بیزارم, گاهش, دیوارشان, چراغان, رنجور, ویران, خواهد, شومی, خواهند, جغدان, خوانند, آغوشش, قرارم, بهارم, جهانم, کارم, دیروز, دیشب, رانید, دانید, آهای, وگرنه, صحنه, بیند, بنشیند, خاطر, جوشی, عجب, یارب, خاموشی, اشکها, سوگندها, ایمان, پیمان, پیمانش, گاه, پوید, دانند, نادیده, بنشینی, مهربان, زمین, داماد, میگیرد, میرد, بگوییدم, فهمیدم, بگوئیدم, بشنیدم, پیچید, افتد, آشنایی, یکصدا, گویند, ورود, عاقد, کیست, ترس, یکدیگر, حرص, سایم, لرزان, آیم, وقفه, لرزد, تنگ, ترسد, زکوی, دلبرم, شوریده, ماهی, دستت, دادمت, دوشنبه, پارسا, موسی, پور, آخر, بدرود, تمسخرنیشخندی, نازنین, لرزلرزان, گفتمش, یکدم, هقم, شنید, خبر, گریانم, ناپدید, کابوسی, اعماق, برایم, ظلمت, نیلی, چراغ, خودش, صدها, عکس, کوزه, بشکسته, برمن, دلبر, لیلی, صفت, بیوفایی, بسته, یادم, شام, آخرش, گناهم, گناهی, گناهش, افکندن, وادی, هوی, هوس, لابه, لای, حرفهایش, پنداشتی, دلت, شکی, لبخندی, داشتی, معصومت, صراحت, تفاوت, بسی, رفتنش, آشفته, عزم, رفتن, سنگدل, پریشان, پرچمی, زلفت, دیدنی, آنزمان, گیسوانت, رها, کردی, عشقی, نمیگردد, بیان, عالمی, انتهاست, دوستت, سادگی, جوان, دیوانه, آنروزی, درونم, رخنه, پرتو, نورش, چشمانم, رسید, تیشه, دیوار, گوئیا, کوهی, تلخی, جار, بامدادان, مشرقی, ديروز, مردند, فراموش, شدند, امروز, يادها, ايم, آنكه, بميريم,
Text of the page (random words):
رد و رفت حرف آخر بر لبش بدرود بود پارسا موسی پور پ م نگار نوشته شده در دوشنبه نهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 9 28 توسط یک تنها فلک کور است یک ماهی میشود از دستت دادمت اما هنوز فلک کور است دلم شوریده در شور است صدای خنده و آواز می آید زکوی دلبرم امشب صدای ساز می آید دلم بی وقفه می لرزد نمی دانم چرا تنگ است و می ترسد قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به روی یکدیگر با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست عروس جشن امشب کیست صدای همهمه با ورود شیخ عاقد میشود خاموش صدای شیخ می آید عروس خانم وکیلم من جوابم ده وکیلم من صدای آشنایی بله می گوید و مردم یکصدا با هم مبارک باد می گویند خدای من صدای اوست صدای آشنا از اوست دلم در سینه می افتد برای مدتی ساکت برای مدتی خاموش صدای نعره ام در کوچه می پیچید خدای من مبارک نیست مبارک نیست بگوئیدم دروغ است آنچه بشنیدم بگوییدم دروغ است آنچه فهمیدم نگار من عروس جشن امشب نیست ولی ناگه صدای نعره ام در ساز می میرد و داماد شاد و خندان از نگارم بوسه میگیرد فلک کور است زمین و آسمان کور است خدای من خدای مهربان من چه کس گوید این سان ساکت و آرام بنشینی اگر مردم نمی دانند تو که نادیده می دانی همین دختر که امشب بله می گوید عروسی را که امشب عاشقانه ره به سوی حجله می پوید قسم می خورد عروس ماست عروس حجله گاه ماست کجا رفت عهد و پیمانش کجا رفت آن قسم هایش یعنی عهد و پیمان هیچ وفا و عشق و ایمان هیچ قسم ها اشکها سوگندها حتی خدا هم هیچ عجب دارم چرا یارب تو خاموشی چرا بر خاطر این دل نمی جوشی وگرنه کی خدا این صحنه را بیند و خاموش بنشیند آهای مردم شما هرگز نمی دانید عروسی را به سوی حجله می رانید که تا دیروز نگارم بود همین دیشب کنارم بود جهانم بود تمام کشت و کارم بود در آغوشش قرارم بود بهارم بود نمی دانم چرا جغدان به روی بام من امشب نمی خوانند مگر شومی تر از امشب چه می خواهند پس چرا این آسمان امشب نمی بارد پس چه می خواهد دلم رنجور و ویران است نگارم شاد و خندان است در و دیوارشان امشب چراغان است درون حجله گاهش بوسه باران است خدایا دگر جز مرگ هیچ نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم من امشب از خودم از عشق از این دنیا که هیچش اعتباری نیست بیزارم من امشب سخت بیمارم رفیقان باده بازآرید مرا تنهای تنها با غم و اندوه بگذارید نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 23 توسط یک تنها ببار باران که تنهایم ببار باران که دلتنگم مثال مرده بی رنگم ببار باران کمی آرام که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد ببار باران بزن بر شیشه قلبم بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش ببار باران درخت و برگ خوابیدن اقاقی یاس وحشی کوچه ها روزهاست خشکیدن ببار باران جماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن ولی باران تو با من بی وفایی توهم تا خانه ی همسایه می باری و تا من میشوی یک ابر تو خالی ببار باران ببار باران که تنهایم نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 9 29 توسط یک تنها کاش بارانی ببارد کاش بارانی ببارد قلبها را تر کند بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها شاید این باران که می بارد شما را تر کند نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 10 27 توسط یک تنها یاران بارید باران باريد نقش نفس هايم را بخار روی شيشه قاب گرفت باز صدای طنين خنده های آسمان خاطرات غبارگرفته ام را تازه کرد از دور صدايی مرا می خواند جشن ستاره هاست امشب برای دوباره بازگشتن من رفتم که گمشده را پيدا کنم گم شده بودم ميان نگاه ها فريادم را نمی شنيدند آبی آسمان نشانه ی تو بود برای پيدا کردنت ماه فانوسم شد و جاده تنها همسفرم ميان اقاقی ها راز با تو بودن را پيدا کردم دست کشيدم از همه ی آواهايم روياهايم برای با تو بودن خط جاده انتهايی ندارد برای به تو رسيدن امشب کنار جاده مانده ام شايد تو برای به من رسيدن قدم هايت را با دستان جاده آشنا کنی بايد منتظر باشم شايد شب پره های انتظارم روشنای راهت شوند منو تو ميان تاريکی ها دستانمان را باهم پيوند داديم پيوندی هميشگی برای رهايی قلب هايمان نور اميد شد ميان اين ظلمات بیا و نگاهت را به چشم هایم هدیه کن من درکنار جاده منتظر تو هستم نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 10 32 توسط یک تنها یک تفر پیدا شد آنور پنجره ها یک نفر تنها بود یک نفر بی خورشید غرق در رویا بود کوله بارش شاید پر از دلتنگی از همه مردم شهر از همه دنیا بود مثل قطره گم بود در دل یک دریا مثل برفی خسته از نگاه سرما مثل آتش سوزان در غبار و اندوه مثل تردید و شک در طلوع فردا این سوی پنجره ها یک نفر پیدا شد یک نفر با خورشید در دل او جا شد کوله بارش پر کرد از نگاه امید از شراب لبخند ساغرش مینا شد مثل دریا مواج مثل ساحل آرام مثل شهری ساده مثل شهری گمنام مثل آتش رقصان در میان سرخی مثل صبحی تازه با طلوعی گلفام یک نفر پیدا شد با هوایی تازه یک نفر با قلبم خیلی هم اندازه یک نفر که فهمید نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10 38 توسط یک تنها آی زندگی ن طی شد این عمر عمر تو دانی به چه سان پوچ و بس تند چنان باد دمان همه تقصیر من است این و خود می دانم که نکردم فکری که تامل ننمودم روزی ساعتی یا آنی که چه سان می گذرد عمر گران کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات همه گفتند کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن نتوان فارغ و وارسته ز غم همه شادی دیدن همچو مرغی آزاد هر زمان بال گشادن سر هر بام که شد خوابیدن من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه ره بایدم نالیدن هیچکس نیز مرا هیچ نگفت زندگی چیست چرا می آییم بعد از این چند صباح به چه سان باید رفت به کجا باید رفت با کدامین توشه به سفر باید رفت من نپرسیدم هیچ هیچ کس نیز به من هیچ نگفت نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات بعد از آن باز نفهمیدم من که چه سان عمر گذشت لیک گفتند همه که جوانست هنوز بگذارید جوانی بکند بهره از عمر برد کامروایی بکند بگذارید که خوش باشد و مست بعد از این باز ورا عمری هست یک نفر بانگ برآورد که او از هم اکنون باید فکر آینده کند دیگری آوا داد که چو فردا بشود فکر فردا بکند سومی گفت همانگونه که دیروزش رفت بگذرد امروزش همچنین فردایش با همه این احوال من نپرسیدم هیچ که چه سان دی بگذشت آنهمه قدرت و نیروی عظیم به چه ره مصرف گشت نه تفکر نه تعمق نه اندیشه دمی عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی چه توانی که زکف دادم مفت من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت قدرت عهد شباب میتوانست مرا تا به خدا پیش برد لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات آن کسانی که نمی دانستند زندگی یعنی چه رهنمایم بودند عمرشان طی می گشت بیخود و بیهوده و مرا می گفتند که چو آنها باشم که چو آنها دائم فکر خوردن باشم فکر گشتن باشم فکر تامین معاش فکر ثروت باشم فکر یک زندگی بی جنجال فکر همسر باشم کس مرا هیچ نگفت زندگی ثروت نیست زندگی داشتن همسر نیست زندگانی کردن فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنیش می فهمم حال می پندارم هدف از زیستن این است رفیق من شدم خلق که با عزمی جزم پای از بند هواها گسلم گام در راه حقایق بنهم با دلی آسوده فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل مملو از عشق و جوانمردی و زهد در ره کشف حقایق کوشم شربت جرات و امید و شهامت نوشم زره جنگ برای بد و ناحق پوشم ره حق پویم و حق جویم و پس حق گویم آنچه آموخته ام بردیگران نیز نکو آموزم شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش ره نمایم به همه گرچه سراپا سوزم من شدم خلق که مثمر باشم نه چنین زائد و بی جوش و خروش عمر بر باد و به حسرت خاموش ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنیش می فهمم کین سه روز از عمر به چه ترتیب گذشت كودكي بي حاصل نوجواني باطل وقت پيري غافل به زباني ديگر كودكي در غفلت نوجواني شهوت در كهولت حسرت شعر از مصطفوی گرمارودی نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ ساعت 16 16 توسط یک تنها آی دریا در سکوت مدهش جنگل در غروي ابري ساحل موج دريا همچنان ديوانه يي مصروع مي کشد فرياد و سر را ميزند بر سنگ مرد تنها مرد غمگين مرد ديوانه با دو چشم ماتت و اشک آلود مي کشد از قعر دل فرياد هاي فرزندم نازنين فرزند دلبندم اي اميد رفته در گرداب بار ديگر آمدم بر ساحل دريا تا دوباره بشنوم بانگ عزيبت را سالها زان فاجغه بگذشت امامن باز هم مرگ تو را باور نميدارم دخترم اي نور اي روشنترين مهتاب اي اميد رفته در گرداب چشم پر اشکم چنان فانوس دريايي باز دنبال تو ميگردد سالها زان فاجعه بگذشت اما من با دل خوش باورم گفتم که مي آيي مي شتابم هر طرف بيتاب تا ببينم روي ماهت را به روي آب تا بيابم گيسوانت را ميان موج تا به سويم بازگردي از دل گرداب اي اميد رفته از دستم کجا رفتي سرنوشت را بپرسم از کدامين ماهي دريا من کنار ساحل استادم صدايم کن تا مگر بار دگر آيد به گوشم بانگ غمگينت تا که بردارم هزاران بوسه از گيسوي مشگينت لحظه يي از دامن گردابها برگرد تا ببينم بار ديگر خنده بر لب هاي شيرينت دخترم برگرد تا که بنشينم شبي ديگر به بالينت هاي فرزندم دخترم اميد دلبندم سالها زان فاجعه بگذشت من کنار ساحل استادم صدايم کن بانگ غمگينانه اش در دشت مي پيجد ناله ي او گريه آلودست آي دريا نازنينم را کجا بردي دترم جانم به لبم آمد کجا هستي در جوابش ناله يي پر درد مي آيد اي پدر من با تو ام اينجا لرزه يي نا گه به جان مرد مي آيد آه مي آيد به گوشم بانگ غمگينت دخترم حس ميکنم هر روز اينجايي گر چه پنهاني ولي هر گوشه پيدايي شايد اينک چون گلي بر روي دريايي يا که شايد همچو مرواريد در کام صدف هايي ناله ي دختر به گوش مرد مي پيچدنه نه پدر غمگين مشو اينجام خواب مي بينم مگر اي دخترم جان پدر برگرد چشم در راهم بيا از سفر برگرد نازنينم انتظارت را کشت ما را دخترم بشتاب عمر من چون شب شد اي مرغ سحر برگرد ديگر از دريا صدايي جز هياهو برنميآيد لحظه هاي مدهش دردست لحظه هاي ضجه ي مردست موج ناآرام سر بر صخره مي کوبد نعره هاي مرد مجنون در فغان موج مي پيچد آي دريا دختر ما را کجا بردي آي دريا گوهر ما را کجا بردي آي دريا آي دريا آي ـ بيشه تاريکست و دريا سهمگين و آسمان ابري مرد تنها مضطرب مدهوش ساحل آرام است اما اژدهاي موج ها در جوش قطره هاي اشک نوميدي به روي مرد مي بارد ناله هاي دخترک با همهمه مي آيدش در گوش موج مي کوبد به ساحل ابر مي گريد مرد تنها کم کمک گم مي شود در جنگل خاموش نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10 9 توسط یک تنها اولین روز دبستان بازگرد اولین روز دبستان بازگرد کودکی ها شاد وخندان بازگرد بازگرد ای خاطرات کودکی برسوار اسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن ماناترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند اموز روباه وخروس روبه مکارو دزد وچاپلوس روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود باوجود سوزو سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان از آه بود برگ دفتر ها به رنگ کاه بود همکلاسی های درد ورنج وکار بچه های جامه های وصله دار بچه های دکه سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود وتفریقی نبود کاش میشد باز کوچک می شدیم لااقل یک روز کودک می شدیم یاد ان آموزگار ساده پوش یاد آن گچها که بودش روی دوش ای معلم نام وهم یادت بخیر یاد درس آب وبابایت بخیر ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن با عرض تبریک عید و شادی روز افزون متشکرم که به وبلاگم سر زدید و فکر کنم که دیگه باید کم کم با زمستان خداحافظی کنیم نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 16 52 توسط یک تنها آخرین جرعه ی این جام تهی همه می پرسند چیست در زمزمه ی مبهم آب چیست در همهمه ی دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال چیست در خلوت خاموش کبوترها چیست در کوشش بی حاصل موج چیست در خنده ی جام که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری نه به ابر نه به آب نه به برگ نه به این آبی آرام بلند نه به این خلوت خاموش کبوترها نه به این آتش سوزنده بجام من به این جمله نمی اندیشم من مناجات درختان را هنگام سحر رقص عطر گل یخ را با باد نقش پاک شقایق را در سینه ی کوه صحبت چلچله ها را با صبح نبض پاینده ی هستی را در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونه ی گل همه را می شنوم می بینم من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم ای سرا پا همه خوبی تک وتنها به تو می اندیشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا تو بمان با من تنها تو بمان جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب من فدای تو به جای همه گلها تو بخند اینک این من که به پای او در افتادم باز ریسمانی کن از آن موی دراز تو بگیر تو ببند تو بخواه پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ی ابر هوا را تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان در دل ساغر هستی تو بجوش من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش فریدون مشیری ولنتاین را به شما عزیزان تبریک عرض می کنم نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 16 5 توسط یک تنها مطالب قدیمی تر مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی شاید او حتی بگوید لایق من نیستی مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن حالا که دیگر نیستم پارسام اهل تهرانم پیشه ام علافی گاهگاهی که بگردم ناچار کوپنی میخرم از تو از او میروم پای پیاده بازار تا به آواز بلند بزنم داد بن کارگری کوپن شش نفره هفت نفره چه خیال خامی چه خیالی میدانم که رسد سر مامور کرده ای سد عبور خوب میدانم کار دلالی من بیهودست آن که دلال بزرگ است تو ویلایش اسودست باغ ما بود به اندازه یک آبادی پارک شهر پارک جمشیدیه یا شاید ملت باغ ما نقطه برخورد رپ و جاهل بود واقعاً کامل بود چیزها دیدم در گوشه باغ من گدایی دیدم که زمن بدتر بود بره ایی دیدم که فقط کاغد می خورد تکه روزنامه صبح عصر اردکی دیدم لب آب که تحصن کرده چیزها دیدم من اهل تهرانم من روزگاری دارم که به واقع گرم است خواهم از شهر نهم پا به فرار ولی حیف که دستانم بند است امیدوارم که از وبلاگم خوشتان آمده باشد اگه خوشتان آمده نظر یادتون نره موفق باشید خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته دوم تیر ۱۳۹۳ هفته سوم بهمن ۱۳۹۲ هفته چهارم شهریور ۱۳۹۲ هفته دوم مرداد ۱۳۹۲ هفته چهارم خرداد ۱۳۹۲ هفته اوّل تیر ۱۳۹۱ هفته چهارم خرداد ۱۳۹۱ هفته سوم اسفند ۱۳۹۰ هفته چهارم بهمن ۱۳۹۰ هفته اوّل بهمن ۱۳۹۰ هفته چهارم دی ۱۳۹۰ هفته اوّل دی ۱۳۹۰ هفته دوم آذر ۱۳۹۰ هفته اوّل آذر ۱۳۹۰ هفته چهارم آبان ۱۳۹۰ هفته سوم آبان ۱۳۹۰ هفته دوم آبان ۱۳۹۰ هفته اوّل آبان ۱۳۹۰ هفته چهارم مهر ۱۳۹۰ هفته سوم مهر ۱۳۹۰ هفته دوم مهر ۱۳۹۰ هفته اوّل مهر ۱۳۹۰ هفته چهارم شهریور ۱۳۹۰ هفته سوم شهریور ۱۳۹۰ هفته دوم شهریور ۱۳۹۰ هفته اوّل شهریور ۱۳۹۰ هفته چهارم مرداد ۱۳۹۰ هفته سوم مرداد ۱۳۹۰ هفته دوم مرداد ۱۳۹۰ هفته چهارم تیر ۱۳۹۰ هفته سوم اسفند ۱۳۸۹ پیوندها ترنم باران عشق پاک یک عمر گذر از تنهایی i m so lonly جنیفر پریس پری مثل قاصدک اولین نگاه بیقرار باران بنام او که اثر انگشتش بر همه چیز هست تنها جرقه مهرزاد با من بمان عاشق بی معشوق تک درختم سوخت بگذار جنگل بسوزه سرگرمی و عاشقانه ما نمی توانیمwe can t روزگار بارانی خلوتگاه یه دختر من و تو تنها بهونه مشکی رنگ عشقه بغض باران چهره دختر تنها وبی همدم عاشق تنها تنها تر از سکوت عشق شيشه اى ღ ღ ღ سکـــــــــوت عشـــــــــق ღ ღ ღ حرفای دلــ یــه دختــر دلی پر از حرف های نا گفته فریاد زیر آب خلوت عشق دل شیشه ای گریان سکوت باران بی نم زندگی زیباست فرهاد تنها كافه خرابات محکوم به تنهایی i love you تنها ترین تنها رگ خواب خاطرات نم کشیده hi everyone توتنها خوب دنیایی بی تو تنهاترینم دفتر دل دلم شکسته عشق یعنی سکوت 2 نگاه دلنوشته سکوت غم منو این اینو من مکملیم تقدیر عشق کلبه ی بارانی خدایا عاشقم کرد و پیشم نموند درد دل های عاشقانه شایدتنها تولد یک مرگ سوته دلان تنهام نذارید دیگه همه چی ارزش دوس داشتنونداره حامد کلبه ی بارانی به نام خالق عشق کفش دوزک با من حرف بزن ای نزدیکتربه ماازما for your entertainment ๑ ๑آلاچیق عاشقان ๑ ๑ روزی برمیگردی که دیگه خیلی دیره باید رفت رهگذر کوچه ی تنهایی آلبالو ترش تو که نیستی ببینی گیتار شکسته سحر تـــــــــبــــــ ســــــــــرد ღ ღدخـتـر تــنـهـای شـبღ ღ قلب شیشه ای دل تنهای من عشق جاوید فاصله باهم ولی بی تو قسمت آرمان قفس طلایی نیلوفرانه پروانه ات خواهم ماند همه چیز بجز با هم برای همیشه عشق گمشده در بی نهایت فریاد عشق دوستانه box دخمل تنها کاکتوس تبرستان سایه ی ماه دوست عزیز خوش وامدی badboy hellgirl ما دوتاییم جوجو و فینگیلی درد کاغذی saeedm212 دلنوشته هاي دختر باراني من مرد تنهای شبم لبخند پرم از حرف نگفته گوش شنوایی هست دلنوشته هاي دختر باراني اواره تنهایی تنهایی همای عشق حس دلتنگی ادج دست نوشته های آلوده ٠ _انسانیـَتـــــ خامــوشـــــ_ ஜحـــــــــــــــس پـــــــــــــــــوچஜ دل نوشته های م...
|